eightvoes are great
هشتووها فوقالعاده هستند
eightvoes in harmony
هشتووها در هماهنگی
eightvoes together
هشتووها با هم
eightvoes create magic
هشتووها جادو خلق میکنند
eightvoes unite voices
هشتووها صداها را متحد میکنند
eightvoes in sync
هشتووها در هماهنگی کامل
eightvoes bring joy
هشتووها شادی میآورند
eightvoes sound amazing
صدای هشتووها شگفتانگیز است
eightvoes tell stories
هشتووها داستان تعریف میکنند
she has eightvoes to choose from for her project.
او حق انتخاب از بین هشتونها برای پروژه خود را دارد.
he can play eightvoes on the piano effortlessly.
او میتواند به راحتی هشتونها را روی پیانو بنوازد.
the recipe requires eightvoes of different spices.
دستور غذا به هشتونهای مختلف ادویه نیاز دارد.
she wrote eightvoes for her upcoming album.
او هشتونهایی برای آلبوم آیندهاش نوشت.
we discussed eightvoes of the proposal during the meeting.
ما در طول جلسه در مورد هشتونهای پیشنهاد صحبت کردیم.
he has eightvoes to express his feelings.
او هشتونهایی برای بیان احساسات خود دارد.
they presented eightvoes of evidence in court.
آنها هشتونهایی از مدارک را در دادگاه ارائه کردند.
she collected eightvoes of feedback from her peers.
او هشتونهایی از بازخورد را از همسالان خود جمعآوری کرد.
there are eightvoes of interpretation for this artwork.
برای این اثر هنری هشتونهایی از تفسیر وجود دارد.
the teacher provided eightvoes of support to her students.
معلم هشتونهایی از حمایت را در اختیار دانشآموزان خود قرار داد.
eightvoes are great
هشتووها فوقالعاده هستند
eightvoes in harmony
هشتووها در هماهنگی
eightvoes together
هشتووها با هم
eightvoes create magic
هشتووها جادو خلق میکنند
eightvoes unite voices
هشتووها صداها را متحد میکنند
eightvoes in sync
هشتووها در هماهنگی کامل
eightvoes bring joy
هشتووها شادی میآورند
eightvoes sound amazing
صدای هشتووها شگفتانگیز است
eightvoes tell stories
هشتووها داستان تعریف میکنند
she has eightvoes to choose from for her project.
او حق انتخاب از بین هشتونها برای پروژه خود را دارد.
he can play eightvoes on the piano effortlessly.
او میتواند به راحتی هشتونها را روی پیانو بنوازد.
the recipe requires eightvoes of different spices.
دستور غذا به هشتونهای مختلف ادویه نیاز دارد.
she wrote eightvoes for her upcoming album.
او هشتونهایی برای آلبوم آیندهاش نوشت.
we discussed eightvoes of the proposal during the meeting.
ما در طول جلسه در مورد هشتونهای پیشنهاد صحبت کردیم.
he has eightvoes to express his feelings.
او هشتونهایی برای بیان احساسات خود دارد.
they presented eightvoes of evidence in court.
آنها هشتونهایی از مدارک را در دادگاه ارائه کردند.
she collected eightvoes of feedback from her peers.
او هشتونهایی از بازخورد را از همسالان خود جمعآوری کرد.
there are eightvoes of interpretation for this artwork.
برای این اثر هنری هشتونهایی از تفسیر وجود دارد.
the teacher provided eightvoes of support to her students.
معلم هشتونهایی از حمایت را در اختیار دانشآموزان خود قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید