elam

[ایالات متحده]/ˈiːləm/
[بریتانیا]/ˈiːləm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پادشاهی باستانی در جنوب غربی آسیا؛ عیلام (یک منطقه تاریخی در جنوب غربی آسیا)
Word Forms
جمعelams

عبارات و ترکیب‌ها

elam culture

فرهنگ ایلام

elam history

تاریخ ایلام

elam artifacts

اشیای باستانی ایلام

elamite language

زبان ایلامی

elam region

منطقه ایلام

elam civilization

تمدن ایلام

elam trade

تجارت ایلام

elam kings

شاهان ایلام

elam temples

معابد ایلام

elam ruins

آثار باستانی ایلام

جملات نمونه

elam is known for its rich history.

عَلَم به دلیل تاریخ غنی خود شناخته شده است.

the artifacts from elam provide insight into ancient cultures.

اشیای باستانی عِلم بینشی در مورد فرهنگ‌های باستانی ارائه می‌دهند.

many scholars study the languages of elam.

بسیاری از محققان زبان‌های عِلم را مطالعه می‌کنند.

elam was located in what is now southwestern iran.

عِلم در آنچه اکنون جنوب غربی ایران است واقع شده بود.

the art of elam reflects its cultural diversity.

هنر عِلم نشان‌دهنده تنوع فرهنگی آن است.

elamite civilization thrived during the ancient period.

تمدن عِلمی در دوران باستان رونق داشت.

archaeological sites in elam attract many tourists.

مناطق باستان‌شناسی در عِلم بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

elam has a significant role in the history of the middle east.

عِلم نقش مهمی در تاریخ خاورمیانه دارد.

the economy of elam was based on agriculture and trade.

اقتصاد عِلم بر اساس کشاورزی و تجارت بود.

many legends are associated with the ancient elamites.

افسانه‌ها و داستان‌های زیادی با عِلمیان باستانی مرتبط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید