electrometer

[ایالات متحده]/ˌiːlɛkˈtrɒmɪtə/
[بریتانیا]/ˌiːlɛkˈtrɑːmɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای اندازه‌گیری بار الکتریکی یا پتانسیل الکتریکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

electrometer calibration

کالیبراسیون دستگاه الکترومتر

electrometer reading

خواندن الکترومتر

electrometer measurement

اندازه‌گیری الکترومتر

electrometer device

دستگاه الکترومتر

electrometer testing

تست الکترومتر

electrometer output

خروجی الکترومتر

electrometer application

کاربرد الکترومتر

electrometer circuit

مدار الکترومتر

electrometer analysis

تجزیه و تحلیل الکترومتر

electrometer function

عملکرد الکترومتر

جملات نمونه

the electrometer measures the electric charge accurately.

الکترومتر به طور دقیق بار الکتریکی را اندازه گیری می کند.

scientists use an electrometer in their experiments.

دانشمندان از الکترومتر در آزمایشات خود استفاده می کنند.

the electrometer is crucial for high-voltage measurements.

الکترومتر برای اندازه گیری ولتاژ بالا حیاتی است.

we calibrated the electrometer before the test.

ما الکترومتر را قبل از تست کالیبره کردیم.

an electrometer can detect very small electric currents.

الکترومتر می تواند جریان های الکتریکی بسیار کوچک را تشخیص دهد.

the research team is developing a new type of electrometer.

گروه تحقیقات در حال توسعه یک نوع جدید الکترومتر است.

electrometers are essential tools in electrical engineering.

الکترومترها ابزارهای ضروری در مهندسی برق هستند.

using an electrometer can improve measurement accuracy.

استفاده از الکترومتر می تواند دقت اندازه گیری را بهبود بخشد.

he explained how the electrometer functions to the class.

او نحوه عملکرد الکترومتر را برای کلاس توضیح داد.

the electrometer's display shows the voltage readings.

صفحه نمایش الکترومتر نشان می دهد ولتاژ خواندن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید