null

[ایالات متحده]/nʌl/
[بریتانیا]/nʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ارزش صفر؛ فاقد اعتبار قانونی؛ نامعتبر.

عبارات و ترکیب‌ها

null pointer

اشاره‌گر تهی

null hypothesis

فرضیه صفر

null and void

بی‌اعتبار و باطل

null set

مجموعه تهی

nullify a contract

ابطال قرارداد

null character

کاراکتر تهی

nullify a decision

ابطال تصمیم

null space

فضای تهی

null value

مقدار تهی

null string

رشته تهی

جملات نمونه

The contract was declared null and void.

قرارداد باطل اعلام شد.

his curiously null life.

زندگی عجیب و پوچ او.

render a contract null and void.

ابطال قرارداد

null Lesson: We are no longer indebt to the Law.

درس: ما دیگر به قانون بدهی نداریم.

The court ruled that the claim was null and void.

دادگاه تصمیم گرفت که ادعا باطل و بی‌اعتبار است.

the establishment of a new interim government was declared null and void .

ایجاد دولت موقت جدید باطل اعلام شد.

Drum machine changes would result in a null at the punner in an intermediate state.

تغییرات درام ماشین منجر به null در punner در حالت میانی خواهد شد.

The general event horizon formula of black hole is given from null hypersurface equation.

فرمول افق رویداد عمومی سیاهچاله از معادله ابرسطح صفر به دست می آید.

The magnetooptic self-nulled ellipsometer,with ac Farady magnetooptic modulating and phase locking to detect nulled point,has the high abilities of prevent interference and angular recognize.

الپسومتر مغناطیس‌اپتیکی خود-نول شده، با مدولاسیون مغناطیس‌اپتیکی فارادی AC و قفل فاز برای تشخیص نقطه نول، توانایی بالایی در جلوگیری از تداخل و تشخیص زاویه‌ای دارد.

نمونه‌های واقعی

That idea of " no data" is called " NULL" .

ایده "عدم وجود داده" به نام "NULL" شناخته می شود.

منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)

FBI Trojan Horse of 2009, the null worm.

اسب ترواای FBI در سال 2009، کرم NULL.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

NULL doesn't mean " no colour" or " no fur at all" .

NULL به معنای "عدم وجود رنگ" یا "عدم وجود کاملا خز" نیست.

منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)

He said intimidation and ballot rigging by ZANU-PF meant the election was null and void.

او گفت که ارعاب و تقلب در انتخابات توسط ZANU-PF به این معنا بود که انتخابات باطل و بی‌اعتبار است.

منبع: BBC Listening Collection August 2013

The Supreme Court said that Johnson's request was " unlawful, null and of no effect" .

دادگاه عالی گفت که درخواست جانسون " غیرقانونی، باطل و بی‌اثر" بود.

منبع: VOA Special English: World

Jo sat as if blandly unconscious of it all, with deportment like Maud's face, 'icily regular, splendidly null'.

جو همانطور که گویی به طور آشکارا از همه بی‌خبر بود، با رفتاری شبیه به چهره مود، 'به طور یخ‌پسندانه منظم، به طرز باشکوهی بی‌معنا'.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

And we can pass through null.

و ما می توانیم از طریق NULL عبور کنیم.

منبع: Custom Interactive Maps with Google Maps API (Full Course)

The petition seeks a court order declaring the result null and void because of what it says were numerous irregularities.

درخواست دادخواست به دنبال دستور دادگاه برای اعلام باطل و بی‌اعتبار بودن نتیجه به دلیل آنچه ادعا شده است، موارد متعددی از نارایج است.

منبع: BBC Listening Collection August 2013

Can we just say that's null and void?

آیا می توانیم فقط بگوییم که آن باطل و بی‌اعتبار است؟

منبع: Star Snack Review

Now, Russia called the actions outrageous and unacceptable and said the court's decisions are null and void in their country.

اکنون، روسیه این اقدامات را وحشیانه و غیرقابل قبول خواند و گفت تصمیمات دادگاه در کشور آنها باطل و بی‌اعتبار است.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید