elongating

[ایالات متحده]/ɪˈləʊŋɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈloʊŋɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری elongate؛ به گسترش یا کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

elongating muscles

کشیدگی عضلات

elongating process

فرآیند کشش

elongating shape

شکل کشیده

elongating fibers

الیاف کشیده

elongating effect

اثر کشیدگی

elongating technique

تکنیک کشش

elongating stretch

کشش کشیده

elongating limbs

اندام‌های کشیده

elongating movements

حرکات کشیده

elongating curves

منحنی‌های کشیده

جملات نمونه

the process of elongating the material was essential for its strength.

فرآیند کشش دادن ماده برای استحکام آن ضروری بود.

elongating the rubber band made it easier to use for various tasks.

کشیدن کش لاستیکی استفاده از آن را برای انجام کارهای مختلف آسان تر کرد.

she noticed that the plant was elongating towards the sunlight.

او متوجه شد که گیاه به سمت نور خورشید دراز می کشد.

the artist focused on elongating the shapes in his sculpture.

هنرمند بر کشش دادن شکل ها در مجسمه خود تمرکز کرد.

elongating the training sessions helped athletes improve their performance.

کشش دادن جلسات تمرینی به ورزشکاران کمک کرد تا عملکرد خود را بهبود بخشند.

the team is elongating the timeline for the project to ensure quality.

تیم در حال کشش دادن جدول زمانی پروژه برای اطمینان از کیفیت است.

elongating the sound produced a more dramatic effect in the music.

کشیدن صدا جلوه ای دراماتیک تر در موسیقی ایجاد کرد.

they are elongating the fabric to create a flowing dress design.

آنها در حال کشش دادن پارچه برای ایجاد طرح لباس روان هستند.

elongating the workout routine can lead to better fitness results.

کشش دادن روتین تمرینی می تواند منجر به نتایج تناسب اندام بهتر شود.

the scientist studied the effects of elongating the dna strands.

دانشمند اثرات کشش دادن رشته های DNA را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید