emasculator

[ایالات متحده]/ɪˈmæskjʊleɪtə/
[بریتانیا]/ɪˈmæskjʊleɪtər/

ترجمه

n. وسیله‌ای که برای ختنه کردن حیوانات استفاده می‌شود؛ فردی که ختنه کردن دام‌ها را انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

emasculator tool

ابزار ختنه

emasculator procedure

روش ختنه

emasculator device

دستگاه ختنه

emasculator method

روش ختنه

emasculator usage

نحوه استفاده از ختنه

emasculator application

کاربرد ختنه

emasculator function

عملکرد ختنه

emasculator design

طراحی ختنه

emasculator effectiveness

اثربخشی ختنه

emasculator guidelines

دستورالعمل های ختنه

جملات نمونه

the farmer used an emasculator to castrate the male goats.

کشاورز از یک قلاده‌کن برای ختنه کردن بزغاله های نر استفاده کرد.

it is important to handle the emasculator carefully to avoid injury.

برای جلوگیری از آسیب، استفاده از قلاده‌کن با احتیاط ضروری است.

the veterinarian demonstrated how to use the emasculator effectively.

پزشک دامپزشکی نحوه استفاده موثر از قلاده‌کن را نشان داد.

farmers often rely on an emasculator for livestock management.

کشاورزان اغلب برای مدیریت دام‌ها به قلاده‌کن متکی هستند.

using an emasculator can help prevent unwanted breeding.

استفاده از قلاده‌کن می‌تواند به جلوگیری از تولید مثل ناخواسته کمک کند.

he explained the benefits of using an emasculator in animal husbandry.

او مزایای استفاده از قلاده‌کن در دامداری را توضیح داد.

after the procedure, the emasculator must be cleaned properly.

پس از انجام عمل، قلاده‌کن باید به درستی تمیز شود.

many ranchers are trained in the proper use of an emasculator.

بسیاری از دامداران در استفاده صحیح از قلاده‌کن آموزش دیده‌اند.

safety precautions are essential when using an emasculator.

رعایت نکات ایمنی هنگام استفاده از قلاده‌کن ضروری است.

the emasculator is a vital tool in veterinary medicine.

قلاده‌کن یک ابزار حیاتی در طب دامپزشکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید