embalming

[ایالات متحده]/[ˈembəmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈembərˌmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای جلوگیری از پوسیده شدن جسدی را مومیایی کردن
n. فرآیند مومیایی کردن جسدی برای جلوگیری از پوسیدگی؛ جسدی که مومیایی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

embalming fluid

مایع حفظ

embalming process

فرآیند تدفین

embalming room

اتاق تدفین

embalmed body

جسد حفظ شده

embalming services

خدمات تدفین

embalming technician

تکنسین تدفین

embalming chemicals

مواد شیمیایی تدفین

embalming preparation

آماده سازی تدفین

embalming requires

تدفین نیاز دارد

embalming supplies

تجهیزات تدفین

جملات نمونه

the funeral home offered embalming as part of their standard services.

مؤسسه تشییع جنازه، امبالمینگ را به عنوان بخشی از خدمات استاندارد خود ارائه می‌داد.

due to travel restrictions, embalming allowed the family to view the deceased later.

به دلیل محدودیت‌های سفر، امبالمینگ به خانواده اجازه داد تا بعداً جسد را ببینند.

the embalming process requires specialized training and equipment.

فرایند امبالمینگ نیاز به آموزش و تجهیزات تخصصی دارد.

they opted for embalming to preserve the body for the wake.

آنها برای حفظ جسد برای بزم، امبالمینگ را انتخاب کردند.

proper embalming is crucial for open-casket viewings.

امبالمینگ مناسب برای بازدیدهای جسد در حالت باز بسیار مهم است.

the embalmer carefully prepared the body for the funeral.

امبالمر جسد را با دقت برای تشییع جنازه آماده کرد.

regulations regarding embalming vary by state and local laws.

مقررات مربوط به امبالمینگ بسته به قوانین ایالتی و محلی متفاوت است.

the family requested embalming to ensure a peaceful appearance.

خانواده برای اطمینان از ظاهری آرام، امبالمینگ را درخواست کرد.

modern embalming techniques use formaldehyde and other preservatives.

تکنیک‌های امبالمینگ مدرن از فرمالدهید و سایر مواد نگهدارنده استفاده می‌کنند.

the cost of embalming can add to the overall funeral expenses.

هزینه امبالمینگ می‌تواند به هزینه‌های کلی تشییع جنازه اضافه شود.

they decided against embalming due to personal beliefs.

آنها به دلیل باورهای شخصی از امبالمینگ خودداری کردند.

the embalming fluid helped to slow down decomposition.

مایع امبالمینگ به کند کردن تجزیه کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید