embalming fluid
مایع حفظ
embalming process
فرآیند تدفین
embalming room
اتاق تدفین
embalmed body
جسد حفظ شده
embalming services
خدمات تدفین
embalming technician
تکنسین تدفین
embalming chemicals
مواد شیمیایی تدفین
embalming preparation
آماده سازی تدفین
embalming requires
تدفین نیاز دارد
embalming supplies
تجهیزات تدفین
the funeral home offered embalming as part of their standard services.
مؤسسه تشییع جنازه، امبالمینگ را به عنوان بخشی از خدمات استاندارد خود ارائه میداد.
due to travel restrictions, embalming allowed the family to view the deceased later.
به دلیل محدودیتهای سفر، امبالمینگ به خانواده اجازه داد تا بعداً جسد را ببینند.
the embalming process requires specialized training and equipment.
فرایند امبالمینگ نیاز به آموزش و تجهیزات تخصصی دارد.
they opted for embalming to preserve the body for the wake.
آنها برای حفظ جسد برای بزم، امبالمینگ را انتخاب کردند.
proper embalming is crucial for open-casket viewings.
امبالمینگ مناسب برای بازدیدهای جسد در حالت باز بسیار مهم است.
the embalmer carefully prepared the body for the funeral.
امبالمر جسد را با دقت برای تشییع جنازه آماده کرد.
regulations regarding embalming vary by state and local laws.
مقررات مربوط به امبالمینگ بسته به قوانین ایالتی و محلی متفاوت است.
the family requested embalming to ensure a peaceful appearance.
خانواده برای اطمینان از ظاهری آرام، امبالمینگ را درخواست کرد.
modern embalming techniques use formaldehyde and other preservatives.
تکنیکهای امبالمینگ مدرن از فرمالدهید و سایر مواد نگهدارنده استفاده میکنند.
the cost of embalming can add to the overall funeral expenses.
هزینه امبالمینگ میتواند به هزینههای کلی تشییع جنازه اضافه شود.
they decided against embalming due to personal beliefs.
آنها به دلیل باورهای شخصی از امبالمینگ خودداری کردند.
the embalming fluid helped to slow down decomposition.
مایع امبالمینگ به کند کردن تجزیه کمک کرد.
embalming fluid
مایع حفظ
embalming process
فرآیند تدفین
embalming room
اتاق تدفین
embalmed body
جسد حفظ شده
embalming services
خدمات تدفین
embalming technician
تکنسین تدفین
embalming chemicals
مواد شیمیایی تدفین
embalming preparation
آماده سازی تدفین
embalming requires
تدفین نیاز دارد
embalming supplies
تجهیزات تدفین
the funeral home offered embalming as part of their standard services.
مؤسسه تشییع جنازه، امبالمینگ را به عنوان بخشی از خدمات استاندارد خود ارائه میداد.
due to travel restrictions, embalming allowed the family to view the deceased later.
به دلیل محدودیتهای سفر، امبالمینگ به خانواده اجازه داد تا بعداً جسد را ببینند.
the embalming process requires specialized training and equipment.
فرایند امبالمینگ نیاز به آموزش و تجهیزات تخصصی دارد.
they opted for embalming to preserve the body for the wake.
آنها برای حفظ جسد برای بزم، امبالمینگ را انتخاب کردند.
proper embalming is crucial for open-casket viewings.
امبالمینگ مناسب برای بازدیدهای جسد در حالت باز بسیار مهم است.
the embalmer carefully prepared the body for the funeral.
امبالمر جسد را با دقت برای تشییع جنازه آماده کرد.
regulations regarding embalming vary by state and local laws.
مقررات مربوط به امبالمینگ بسته به قوانین ایالتی و محلی متفاوت است.
the family requested embalming to ensure a peaceful appearance.
خانواده برای اطمینان از ظاهری آرام، امبالمینگ را درخواست کرد.
modern embalming techniques use formaldehyde and other preservatives.
تکنیکهای امبالمینگ مدرن از فرمالدهید و سایر مواد نگهدارنده استفاده میکنند.
the cost of embalming can add to the overall funeral expenses.
هزینه امبالمینگ میتواند به هزینههای کلی تشییع جنازه اضافه شود.
they decided against embalming due to personal beliefs.
آنها به دلیل باورهای شخصی از امبالمینگ خودداری کردند.
the embalming fluid helped to slow down decomposition.
مایع امبالمینگ به کند کردن تجزیه کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید