embayment

[ایالات متحده]/ɪmˈbeɪmənt/
[بریتانیا]/ɪmˈbeɪmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای از آب که به طور جزئی توسط زمین محصور شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

coastal embayment

خلیج ساحلی

tidal embayment

خلیج جزر و مدی

marine embayment

خلیج دریایی

protected embayment

خلیج محافظت شده

shallow embayment

خلیج کم عمق

enclosed embayment

خلیج محصور

estuaries embayment

خلیج تالاب‌ها

flooded embayment

خلیج سیل زده

natural embayment

خلیج طبیعی

artificial embayment

خلیج مصنوعی

جملات نمونه

the embayment provides a safe harbor for boats.

خلیج، پناهگاه امنی برای قایق‌ها فراهم می‌کند.

we explored the rich marine life in the embayment.

ما حیات دریایی غنی را در خلیج کشف کردیم.

the embayment is surrounded by beautiful cliffs.

خلیج توسط صخره‌های زیبا احاطه شده است.

fish populations thrive in the warm waters of the embayment.

جمعیت ماهی‌ها در آب‌های گرم خلیج به خوبی رشد می‌کنند.

kayaking in the embayment is a popular activity.

کانوه‌سواری در خلیج یک فعالیت محبوب است.

the embayment plays a crucial role in the local ecosystem.

خلیج نقش مهمی در اکوسیستم محلی ایفا می‌کند.

during low tide, the embayment reveals hidden sandbars.

در زمان جزر و مد، خلیج شُرَج‌های پنهان را آشکار می‌کند.

the embayment is a perfect spot for birdwatching.

خلیج مکان مناسبی برای پرنده‌نگری است.

we had a picnic by the embayment on a sunny day.

ما یک روز آفتابی کنار خلیج پیک‌نیک داشتیم.

scientists study the water quality in the embayment.

دانشمندان کیفیت آب را در خلیج مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید