emblazoning

[ایالات متحده]/ɪmˈbleɪ.zən.ɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈbleɪ.zən.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل تزئین یا نمایش برجسته؛ به احترام یا ستایش چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

emblazoning the shield

طرح‌نگاری سپر

emblazoning the banner

طرح‌نگاری بنر

emblazoning the logo

طرح‌نگاری لوگو

emblazoning the walls

طرح‌نگاری دیوارها

emblazoning the title

طرح‌نگاری عنوان

emblazoning the motto

طرح‌نگاری شعار

emblazoning the crest

طرح‌نگاری نشان

emblazoning the design

طرح‌نگاری طرح

emblazoning the artwork

طرح‌نگاری اثر هنری

emblazoning the fabric

طرح‌نگاری پارچه

جملات نمونه

the artist is emblazoning the wall with vibrant colors.

هنرمند دیوار را با رنگ‌های زنده آذین می‌کند.

they are emblazoning their logo on the new uniforms.

آنها لوگوی خود را روی لباس‌های جدید مزین می‌کنند.

the team is emblazoning their achievements on the trophy.

تیم دستاوردهای خود را روی جام مزین می‌کند.

she is emblazoning her passion for art in her latest exhibition.

او اشتیاق خود به هنر را در آخرین نمایشگاه خود به تصویر می‌کشد.

the festival featured floats emblazoning cultural symbols.

جشنواره شامل خودروهایی بود که نمادهای فرهنگی را به تصویر می‌کشیدند.

the company is emblazoning its commitment to sustainability.

شرکت تعهد خود به پایداری را به تصویر می‌کشد.

he loves emblazoning his favorite quotes on his notebooks.

او عاشق این است که نقل قول‌های مورد علاقه خود را روی دفترچه‌هایش به تصویر بکشد.

the book cover is emblazoning a striking illustration.

جلد کتاب یک تصویر جذاب را به تصویر می‌کشد.

the school is emblazoning its values on banners throughout the campus.

مدرسه ارزش‌های خود را روی بنرهایی در سراسر محوطه دانشگاه به تصویر می‌کشد.

they are emblazoning the community center with murals.

آنها مرکز جامعه را با نقاشی‌های دیواری آذین می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید