emblems

[ایالات متحده]/ˈɛmbləmz/
[بریتانیا]/ˈɛmbləmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمادها یا نشانه‌هایی که نمایانگر چیزی هستند؛ اقدامات نمایندگی یا نشان‌ها
v. نمادین کردن یا نمایندگی کردن با یک نشان

عبارات و ترکیب‌ها

national emblems

نشان‌های ملی

official emblems

نشان‌های رسمی

school emblems

نشان‌های مدرسه

military emblems

نشان‌های نظامی

corporate emblems

نشان‌های شرکتی

family emblems

نشان‌های خانوادگی

state emblems

نشان‌های ایالتی

cultural emblems

نشان‌های فرهنگی

historical emblems

نشان‌های تاریخی

regional emblems

نشان‌های منطقه‌ای

جملات نمونه

national flags are often seen as emblems of a country's identity.

پرچم‌های ملی اغلب به عنوان نشان‌هایی از هویت یک کشور دیده می‌شوند.

the crest on the wall served as emblems of the school's history.

اثر نشان روی دیوار به عنوان نشانه‌هایی از تاریخچه مدرسه عمل می‌کرد.

many cultures use emblems to represent their beliefs and values.

فرهنگ‌های بسیاری از نشانه‌ها برای نشان دادن باورها و ارزش‌های خود استفاده می‌کنند.

emblems can convey deep meanings in various contexts.

نشان‌ها می‌توانند معانی عمیقی را در زمینه‌های مختلف منتقل کنند.

the company’s logo is an emblem of its commitment to quality.

لوگوی شرکت نشان دهنده تعهد آن به کیفیت است.

in literature, emblems often symbolize moral lessons.

در ادبیات، نشان‌ها اغلب نماد درس‌های اخلاقی هستند.

religious emblems play a significant role in spiritual practices.

نشان‌های مذهبی نقش مهمی در آداب معنوی ایفا می‌کنند.

emblems of peace are displayed during international events.

نشان‌های صلح در رویدادهای بین‌المللی به نمایش گذاشته می‌شوند.

her dress featured emblems that represented her heritage.

لباس او دارای نشانه‌هایی بود که نشان دهنده فرهنگ او بود.

emblems of bravery are often awarded to soldiers.

نشان‌های شجاعت اغلب به سربازان اهدا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید