emcees

[ایالات متحده]/ɛmˈsiːz/
[بریتانیا]/ɛmˈsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میزبانان یا ارائه‌دهندگان یک رویداد
v. به عنوان میزبان یا ارائه‌دهنده عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

emcees unite

اجتماع ام‌سی‌ها

emcees battle

مسابقه ام‌سی‌ها

emcees shine

ام‌سی‌ها بدرخشند

emcees perform

ام‌سی‌ها اجرا می‌کنند

emcees collaborate

همکاری ام‌سی‌ها

emcees engage

ام‌سی‌ها درگیر شوند

emcees entertain

ام‌سی‌ها سرگرم کنند

emcees host

ام‌سی‌ها میزبان باشند

emcees connect

ارتباط ام‌سی‌ها

emcees inspire

ام‌سی‌ها الهام بخشند

جملات نمونه

the emcees kept the audience entertained throughout the event.

مجریان برنامه، در طول رویداد، مخاطبان را سرگرم کردند.

two emcees collaborated to create a lively atmosphere.

دو مجری برنامه با همکاری یکدیگر فضایی پرانرژی ایجاد کردند.

the emcees introduced each performance with great enthusiasm.

مجریان برنامه هر اجرا را با شور و اشتیاق فراوان معرفی کردند.

it's important for emcees to engage with the audience.

برای مجریان برنامه مهم است که با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.

emcees often need to improvise during live shows.

مجریان برنامه اغلب در طول اجرا نیاز به بداهه گویی دارند.

the emcees' chemistry made the event more enjoyable.

هماهنگی مجریان برنامه باعث شد رویداد لذت بخش تر شود.

professional emcees can adapt to any audience size.

مجریان برنامه حرفه ای می توانند با هر اندازه مخاطبی سازگار شوند.

emcees play a crucial role in guiding the event's flow.

مجریان برنامه نقش مهمی در هدایت جریان رویداد ایفا می کنند.

the emcees shared funny anecdotes to lighten the mood.

مجریان برنامه داستان های خنده دار برای تلطیف فضا به اشتراک گذاشتند.

good emcees know how to read the room and adjust accordingly.

مجریان برنامه خوب می دانند چگونه حال و هوا را درک کرده و متناسب با آن عمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید