emeer

[ایالات متحده]/əˈmɪə/
[بریتانیا]/əˈmɪr/

ترجمه

n.(=emr) عنوانی برای یک رئیس قبیله عرب یا شاهزاده، عنوانی از احترام برای نسل‌های محمد.؛ عنوانی برای یک رئیس قبیله عرب یا شاهزاده، عنوانی از احترام برای نسل‌های محمد.
Word Forms
جمعemeers

عبارات و ترکیب‌ها

emeer of light

امیر نور

emeer of peace

امیر صلح

emeer of wisdom

امیر خرد

emeer of power

امیر قدرت

emeer of love

امیر عشق

emeer of joy

امیر شادی

emeer of hope

امیر امید

emeer of dreams

امیر رویا

emeer of strength

امیر توان

emeer of success

امیر موفقیت

جملات نمونه

he decided to emeer with her after a long courtship.

او تصمیم گرفت پس از یک خواستگاری طولانی با او نامزد کند.

they announced their emeer at the family gathering.

آنها اعلام کردند که در جمع خانوادگی نامزد کرده اند.

she wore a beautiful ring to signify their emeer.

او یک حلقه زیبا پوشید تا نشان دهد که نامزد کرده اند.

his friends were excited about his emeer plans.

دوستانش از برنامه های او برای نامزدی هیجان زده بودند.

they celebrated their emeer with a grand party.

آنها نامزدی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.

the emeer was a surprise for everyone.

نامزدی برای همه یک غافلگیری بود.

after the emeer, they started planning their wedding.

پس از نامزدی، آنها شروع به برنامه ریزی عروسی خود کردند.

her family welcomed him warmly after the emeer.

خانواده او پس از نامزدی به گرمی از او استقبال کرد.

they shared their emeer story on social media.

آنها داستان نامزدی خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

the couple's emeer was filled with love and joy.

نامزدی زوج با عشق و شادی پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید