emersion

[ایالات متحده]/ɪˈmɜːʃən/
[بریتانیا]/ɪˈmɜrʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پدیدار شدن یا به چشم آمدن؛ وضعیت بیرون از آب یا مایع دیگر
Word Forms
جمعemersions

عبارات و ترکیب‌ها

emersion phase

فاز غوطه ور شدن

total emersion

غوطه ور شدن کامل

rapid emersion

غوطه ور شدن سریع

gradual emersion

غوطه ور شدن تدریجی

emersion process

فرآیند غوطه ور شدن

emersion effect

اثر غوطه ور شدن

partial emersion

غوطه ور شدن جزئی

emersion point

نقطه غوطه ور شدن

emersion angle

زاویه غوطه ور شدن

emersion surface

سطح غوطه ور شدن

جملات نمونه

his emersion in the project led to remarkable results.

غوطه‌ور شدن او در پروژه منجر به نتایج چشمگیری شد.

the emersion of the new technology changed the industry.

ظهور فناوری جدید باعث تغییر در صنعت شد.

she felt a deep emersion in the culture during her travels.

او در طول سفر خود، غوطه‌ور شدن عمیقی در فرهنگ احساس کرد.

emersion in nature can be very therapeutic.

غوطه‌ور شدن در طبیعت می‌تواند بسیار درمانی باشد.

his emersion in the book made him lose track of time.

غوطه‌ور شدن او در کتاب باعث شد او زمان را فراموش کند.

the emersion of virtual reality has transformed gaming.

ظهور واقعیت مجازی بازی‌ها را متحول کرده است.

her emersion in the language helped her become fluent.

غوطه‌ور شدن او در زبان به او کمک کرد تا به زبان مسلط شود.

the emersion of new ideas sparked a lively discussion.

ظهور ایده‌های جدید باعث ایجاد بحثی پر جنب و جوش شد.

emersion in art can inspire creativity.

غوطه‌ور شدن در هنر می‌تواند الهام‌بخش خلاقیت باشد.

his emersion in the community helped him build strong connections.

غوطه‌ور شدن او در جامعه به او کمک کرد تا ارتباطات قوی برقرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید