submersion

[ایالات متحده]/səb'mə:ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاملاً پوشیده یا احاطه شده توسط آب، غرق شدن در آب.

عبارات و ترکیب‌ها

complete submersion

غوطه‌ور شدن کامل

submersion therapy

درمان غوطه‌ور شدن

جملات نمونه

The submersion of the ship caused a panic among the passengers.

غوطه‌ور شدن کشتی باعث ایجاد وحشت در بین مسافران شد.

The submersion of the vegetables in water helps to keep them fresh.

غوطه‌ور کردن سبزیجات در آب به حفظ تازگی آن‌ها کمک می‌کند.

The diver experienced submersion at great depths in the ocean.

غواص در اعماق اقیانوس غوطه‌ور شد.

The submersion of the bread in the soup made it soggy.

غوطه‌ور شدن نان در سوپ آن را خیس کرد.

The submersion of the city in water led to widespread flooding.

غوطه‌ور شدن شهر در آب منجر به سیل گسترده شد.

Submersion in hot water can help relieve muscle pain.

غوطه‌ور شدن در آب گرم می‌تواند به تسکین درد عضلات کمک کند.

The submersion of the key in oil helped lubricate the lock.

غوطه‌ور کردن کلید در روغن به روان‌سازی قفل کمک کرد.

The submersion of the film in chemicals is part of the development process.

غوطه‌ور کردن فیلم در مواد شیمیایی بخشی از فرآیند ظهور است.

Submersion in meditation can bring a sense of calm and peace.

غوطه‌ور شدن در مدیتیشن می‌تواند حسی از آرامش و صلح ایجاد کند.

The submersion of the roots in water is essential for the plant's growth.

غوطه‌ور شدن ریشه‌ها در آب برای رشد گیاه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید