that emetic music endemic to department stores.
آن موسیقی تهوعآور که مختص فروشگاهها است.
The emetic medication made her feel nauseous.
داروی استفراغ آور باعث شد احساس تهوع کند.
He experienced severe emetic symptoms after eating spoiled food.
پس از خوردن غذای فاسد، علائم استفراغ آور شدیدی را تجربه کرد.
The emetic effect of the drink caused him to vomit.
اثر استفراغ آور نوشیدنی باعث شد او استفراغ کند.
The emetic response was triggered by the foul smell in the room.
واکنش استفراغ آور توسط بوی بد در اتاق تحریک شد.
She avoided the emetic food to prevent feeling sick.
او از خوردن غذای استفراغ آور خودداری کرد تا از احساس ناراحتی جلوگیری کند.
The doctor prescribed an emetic to induce vomiting and remove the toxin from his body.
پزشک داروی استفراغ آور تجویز کرد تا باعث استفراغ شود و سم را از بدنش خارج کند.
The emetic reaction was immediate after ingesting the harmful substance.
واکنش استفراغ آور بلافاصله پس از مصرف ماده مضر رخ داد.
The emetic properties of the plant were well-known for causing stomach upset.
خواص استفراغ آور گیاه به خوبی برای ایجاد ناراحتی معده شناخته شده بود.
He felt the emetic urge rising in his throat after consuming the unknown berries.
پس از خوردن توت های ناشناخته، احساس هوس استفراغ در گلویش بالا رفت.
The emetic effect of the medicine helped expel the toxins from his body.
اثر استفراغ آور دارو به دفع سموم از بدنش کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید