empirically

[ایالات متحده]/ɪmˈpɪrɪkli/
[بریتانیا]/ɪmˈpɪrɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مبتنی بر تجربه عملی؛ ناشی از مشاهده یا آزمایش به جای نظریه.

جملات نمونه

Relationships between the minor axis semidiameter and major axis semidiameter have been empirically determined for different structural detail geometries.

روابط بین نیم قطر محور جزئی و نیم قطر محور اصلی به طور تجربی برای هندسه‌های جزئیات ساختاری مختلف تعیین شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید