enameller

[ایالات متحده]/ɪˈnæmələ/
[بریتانیا]/ɪˈnæmələr/

ترجمه

n. کسی که لعاب را به اشیاء می‌زند؛ هنرمندی که در کار لعاب تخصص دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skilled enameller

خوش‌مهارت میناکار

famous enameller

میناکار مشهور

expert enameller

میناکار متخصص

talented enameller

میناکار با استعداد

traditional enameller

میناکار سنتی

professional enameller

میناکار حرفه‌ای

local enameller

میناکار محلی

renowned enameller

میناکار مشهور

artistic enameller

میناکار هنرمند

experienced enameller

میناکار با تجربه

جملات نمونه

the enameller applied a vibrant color to the porcelain.

هنرمند روی مینا رنگی زنده اعمال کرد.

she admired the skill of the enameller at the art fair.

او مهارت هنرمند مینا را در نمایشگاه هنری تحسین کرد.

the enameller used a special technique to create depth.

هنرمند مینا از یک تکنیک خاص برای ایجاد عمق استفاده کرد.

he wanted to become an enameller after seeing the beautiful work.

او پس از دیدن آثار زیبا خواست هنرمند مینا شود.

the enameller's workshop was filled with colorful materials.

کارگاه هنرمند مینا با مواد رنگارنگ پر شده بود.

learning from a master enameller can take years.

یادگیری از یک هنرمند مینا با تجربه می تواند سالها طول بکشد.

the enameller carefully fired the pieces in a kiln.

هنرمند مینا با دقت قطعات را در یک تنور آتش زد.

each enameller has their own unique style and technique.

هر هنرمند مینا سبک و تکنیک منحصر به فرد خود را دارد.

the enameller showcased their latest creations at the gallery.

هنرمند مینا آخرین آثار خود را در گالری به نمایش گذاشت.

she learned the art of enamelling from a skilled enameller.

او هنر میناکاری را از یک هنرمند ماهر یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید