encampments

[ایالات متحده]/ɪnˈkæmpmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈkæmpmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی موقت که مردم در چادرها یا سایر پناهگاه‌های موقت اقامت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

temporary encampments

اردوهای موقت

military encampments

اردوهای نظامی

refugee encampments

اردوهای آوارگان

summer encampments

اردوهای تابستانی

nomadic encampments

اردوهای کوچ‌نشینان

seasonal encampments

اردوهای فصلی

wildlife encampments

اردوهای حیات وحش

youth encampments

اردوهای جوانان

research encampments

اردوهای تحقیقاتی

cultural encampments

اردوهای فرهنگی

جملات نمونه

the soldiers set up their encampments near the river.

سربازان اردوگاه‌های خود را در نزدیکی رودخانه برپا کردند.

during the summer, many families visit the encampments in the national park.

در طول تابستان، بسیاری از خانواده‌ها از اردوگاه‌های پارک ملی بازدید می‌کنند.

encampments are often used by hikers as resting spots.

اردوگاه‌ها اغلب توسط کوهنوردان به عنوان نقاط استراحت استفاده می‌شوند.

the encampments were filled with tents and campfires.

اردوگاه‌ها پر از چادر و آتش‌افروزی بودند.

we spent the night in encampments under the stars.

ما شب را در اردوگاه‌ها زیر ستارگان گذراندیم.

the encampments provided shelter from the rain.

اردوگاه‌ها از باران محافظت می‌کردند.

encampments can vary in size and amenities.

اردوگاه‌ها می‌توانند از نظر اندازه و امکانات متفاوت باشند.

they organized games and activities at the encampments.

آنها بازی‌ها و فعالیت‌هایی را در اردوگاه‌ها سازماندهی کردند.

encampments are an essential part of outdoor adventures.

اردوگاه‌ها بخش ضروری ماجراجویی‌های فضای باز هستند.

we encountered several encampments along the hiking trail.

ما چندین اردوگاه را در طول مسیر پیاده‌روی ملاقات کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید