tents

[ایالات متحده]/tents/
[بریتانیا]/tents/

ترجمه

n. چادرها؛ اقامتگاه‌ها؛ نوارهای بسته‌بندی جراحی (جمع چادر)
v. با چادرپوشاندن؛ درج نوارهای بسته‌بندی؛ متوجه شدن (سوم شخص مفرد از tent)

عبارات و ترکیب‌ها

pitch tents

چادر زدن

setting up tents

راه اندازی چادرها

tents scattered

چادرها پراکنده

rental tents

چادرهای اجاره ای

large tents

چادرهای بزرگ

camping tents

چادرهای کمپینگ

put up tents

برپایی چادر

tents pitched

چادرها برپا شده

own tents

چادرهای خود

temporary tents

چادرهای موقت

جملات نمونه

we pitched our tents near the lake.

ما چادرهایمان را نزدیک دریاچه برپا کردیم.

the campers set up their tents quickly.

مسافران به سرعت چادرهای خود را برپا کردند.

we need to pack the tents and sleeping bags.

ما باید چادرها و کیسه خواب ها را جمع کنیم.

the children loved exploring around the tents.

کودکان عاشق کاوش اطراف چادرها بودند.

several large tents were erected for the event.

چندین چادر بزرگ برای این رویداد برپا شد.

we rented sturdy tents for the camping trip.

ما چادرهای محکم برای سفر کمپینگ اجاره کردیم.

the family gathered around the campfire near the tents.

خانواده دور آتش کمپ در نزدیکی چادرها جمع شد.

we carefully folded the tents after the trip.

ما پس از سفر چادرها را با دقت تا کردیم.

the scout troop carried their tents to the campsite.

گروه پیشاهنگی چادرها را به محل کمپینگ حمل کردند.

brightly colored tents dotted the festival grounds.

چادرهای رنگارنگ زمین جشنواره را تزئین کرده بودند.

we bought new tents with waterproof material.

ما چادرهای جدید با مواد ضد آب خریدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید