encephalons

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛfələnz/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛfələnz/

ترجمه

n. شکل جمع انکفالون، اشاره به مغز یا بخش‌های آن

عبارات و ترکیب‌ها

brain encephalons

مغز قشری مغزی

cerebral encephalons

قشر مغزی مغزی

encephalons development

توسعه قشری مغزی

encephalons structure

ساختار قشری مغزی

encephalons function

عملکرد قشری مغزی

encephalons research

تحقیقات قشری مغزی

encephalons anatomy

آناتومی قشری مغزی

encephalons mapping

نقشه برداری قشری مغزی

encephalons disorders

اختلالات قشری مغزی

encephalons connectivity

اتصالات قشری مغزی

جملات نمونه

the encephalons of mammals are more complex than those of reptiles.

مغزهای پستانداران پیچیده‌تر از خزندگان هستند.

scientists study the encephalons to understand brain functions.

دانشمندان مغزها را برای درک عملکردهای مغز مطالعه می‌کنند.

different species have varying sizes of encephalons.

گونه‌های مختلف اندازه‌های مختلفی از مغز دارند.

encephalons play a crucial role in controlling behavior.

مغزها نقش مهمی در کنترل رفتار ایفا می‌کنند.

damage to the encephalons can lead to serious health issues.

آسیب به مغز می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

research on encephalons has advanced significantly in recent years.

تحقیقات در مورد مغزها در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

encephalons are responsible for processing sensory information.

مغزها مسئول پردازش اطلاعات حسی هستند.

understanding encephalons can help in developing treatments for neurological disorders.

درک مغزها می‌تواند به توسعه درمان برای اختلالات عصبی کمک کند.

encephalons vary greatly among different animal species.

مغزها در گونه‌های مختلف حیوانات بسیار متفاوت است.

studies of encephalons have revealed much about evolution.

مطالعات در مورد مغزها اطلاعات زیادی در مورد تکامل آشکار کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید