psyche

[ایالات متحده]/ˈsaɪki/
[بریتانیا]/ˈsaɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روح؛ ذهن.

عبارات و ترکیب‌ها

psyche analysis

تجزیه و تحلیل روان

جملات نمونه

we won't be psyched out of beating them.

ما اجازه نخواهیم داد که از شکست دادن آنها بترسیم.

He psyched it all out by himself.

او همه چیز را به تنهایی محاسبه کرد.

the myth of Eros and Psyche; a creation myth.

افسانه اروس و سایک؛ یک افسانه خلقت.

The coach psyched the team before the game.

مربی تیم را قبل از مسابقه آماده کرد.

Next day the Zephyrus brought Psyche's sisters to the castle.

روز بعد، زئفیر خواهران سایچ را به قلعه آورد.

SHENGYUAN hotel located ZIYUAN county is prefixal“DANXIA Psyche”,abut the “ZIJIANG driftage、First in China”is ZIJIANG river.

هتل SHENGYUAN واقع در شهرستان ZIYUAN پیشرو در "DANXIA Psyche" است، اما "ZIJIANG driftage، اولین در چین" رودخانه ZIJIANG است.

She had psyched herself up so much for the camping trip that she forgot her sleeping bag.

او آنقدر برای سفر کمپینگ خود را آماده کرده بود که کیسه خواب خود را فراموش کرد.

Like Nathaniel Hawthorne, Bergman digs deep into the human psyche... only he does it cinematically, which is an even greater achievement.

مانند ناثانیل هاثورن، برگمان عمیقاً در روان انسان کاوش می‌کند... فقط این کار را به صورت سینمایی انجام می‌دهد، که دستاورد بزرگتری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید