encirclements

[ایالات متحده]/ɪnˈsɜːkəlmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈsɜrkəlmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل احاطه کردن یا محصور کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

military encirclements

محیط‌های نظامی

strategic encirclements

محیط‌های استراتژیک

urban encirclements

محیط‌های شهری

complete encirclements

محیط‌های کامل

defensive encirclements

محیط‌های دفاعی

tactical encirclements

محیط‌های تاکتیکی

enemy encirclements

محیط‌های دشمن

historical encirclements

محیط‌های تاریخی

effective encirclements

محیط‌های مؤثر

multiple encirclements

محیط‌های متعدد

جملات نمونه

the general planned multiple encirclements to trap the enemy.

ژنرال برنامه‌ریزی‌های چندگانه برای به دام انداختن دشمن را انجام داد.

encirclements can be an effective strategy in warfare.

بهره‌گیری می‌تواند یک استراتژی مؤثر در جنگ باشد.

historical battles often involved complex encirclements.

نبردهای تاریخی اغلب شامل محاصره‌های پیچیده می‌شدند.

the city's encirclements created a sense of security for its residents.

محاصره شهر حسی از امنیت را برای ساکنان آن ایجاد کرد.

he studied the tactics of encirclements used in ancient battles.

او تاکتیک‌های محاصره مورد استفاده در نبردهای باستانی را مطالعه کرد.

encirclements can lead to significant victories or losses.

محاصره می‌تواند منجر به پیروزی‌ها یا تلفات قابل توجهی شود.

the encirclements were carefully coordinated by the commanders.

محاصره‌ها به دقت توسط فرماندهان هماهنگ شدند.

during the siege, the encirclements were tightened every day.

در طول محاصره، محاصره‌ها هر روز بیشتر محکم می‌شدند.

effective encirclements require good communication among troops.

محاصره‌های مؤثر به برقراری ارتباط خوب بین سربازان نیاز دارد.

the strategy of encirclements has evolved over the centuries.

استراتژی محاصره در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید