endeavored

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛvəd/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.تلاش کرد برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

endeavored to learn

تلاش کرد تا یاد بگیرد

endeavored for success

تلاش کرد برای موفقیت

endeavored in vain

تلاش کرد بیهوده

endeavored to improve

تلاش کرد تا بهبود بخشد

endeavored to help

تلاش کرد تا کمک کند

endeavored for change

تلاش کرد برای تغییر

endeavored to create

تلاش کرد تا ایجاد کند

endeavored to achieve

تلاش کرد تا به دست آورد

endeavored to understand

تلاش کرد تا درک کند

endeavored for excellence

تلاش کرد برای برتری

جملات نمونه

she endeavored to improve her language skills.

او تلاش کرد مهارت‌های زبانی خود را بهبود بخشد.

they endeavored to complete the project on time.

آنها تلاش کردند پروژه را به موقع تکمیل کنند.

he endeavored to understand the complex theory.

او تلاش کرد تئوری پیچیده را درک کند.

the team endeavored to win the championship.

تیم تلاش کرد تا قهرمانی را بدست آورد.

we endeavored to find a solution to the problem.

ما تلاش کردیم راه حلی برای مشکل پیدا کنیم.

she endeavored to maintain a healthy lifestyle.

او تلاش کرد یک سبک زندگی سالم را حفظ کند.

he endeavored to make a positive impact on the community.

او تلاش کرد تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارد.

the organization endeavored to raise awareness about climate change.

سازمان تلاش کرد آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی را افزایش دهد.

they endeavored to foster a culture of innovation.

آنها تلاش کردند فرهنگ نوآوری را تقویت کنند.

she endeavored to balance work and family life.

او تلاش کرد تعادلی بین کار و زندگی خانوادگی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید