endopterygote insect
کرمهای نابودکننده
an endopterygote
یک کرم نابودکننده
endopterygote order
مرتبه کرمهای نابودکننده
studying endopterygotes
مطالعه کرمهای نابودکننده
endopterygote larvae
فراخور کرمهای نابودکننده
endopterygote development
توسعه کرمهای نابودکننده
classifying endopterygotes
دستهبندی کرمهای نابودکننده
endopterygote wings
بالهای کرمهای نابودکننده
finding endopterygotes
یافتن کرمهای نابودکننده
endopterygote life
زندگی کرمهای نابودکننده
the study focused on the evolutionary history of endopterygote insects.
این مطالعه بر روی تاریخچه تکامل حشرات اندوپتریگوت متمرکز بود.
endopterygote orders include moths, beetles, and flies.
گروههای اندوپتریگوت شامل مورچهها، کنهها و مухها میباشند.
genetic analysis helped classify the newly discovered species as an endopterygote.
تحلیل ژنتیکی کمک کرد تا گونهی جدید کشف شده را به عنوان یک اندوپتریگوت طبقهبندی کنند.
many endopterygote larvae undergo complete metamorphosis.
بیشتر لارویهای اندوپتریگوت از تغییر شکل کامل عبور میکنند.
the researchers investigated the feeding habits of various endopterygote species.
پژوهشگران رفتار غذایی گونههای مختلف اندوپتریگوت را مورد بررسی قرار دادند.
endopterygote wings are typically membranous and folded.
بالهای اندوپتریگوت معمولاً نازک و پوستی هستند که پیچیده شدهاند.
the diversity of endopterygote insects is remarkable.
تنوع حشرات اندوپتریگوت بسیار چشمگیر است.
we observed the pupal stage of the endopterygote in the laboratory.
ما مرحلهی پوپری اندوپتریگوت را در آزمایشگاه مشاهده کردیم.
the fossil record provides insights into the early evolution of endopterygotes.
ثبت فسیلها اطلاعاتی دربارهی تکامل اولیهی اندوپتریگوتها ارائه میدهد.
endopterygote development is characterized by holometabolism.
توسعهی اندوپتریگوت توسط هولومترابولیزم مشخص میشود.
the team compared the morphology of different endopterygote groups.
تیم مورفولوژی گروههای مختلف اندوپتریگوت را با هم مقایسه کرد.
endopterygote insect
کرمهای نابودکننده
an endopterygote
یک کرم نابودکننده
endopterygote order
مرتبه کرمهای نابودکننده
studying endopterygotes
مطالعه کرمهای نابودکننده
endopterygote larvae
فراخور کرمهای نابودکننده
endopterygote development
توسعه کرمهای نابودکننده
classifying endopterygotes
دستهبندی کرمهای نابودکننده
endopterygote wings
بالهای کرمهای نابودکننده
finding endopterygotes
یافتن کرمهای نابودکننده
endopterygote life
زندگی کرمهای نابودکننده
the study focused on the evolutionary history of endopterygote insects.
این مطالعه بر روی تاریخچه تکامل حشرات اندوپتریگوت متمرکز بود.
endopterygote orders include moths, beetles, and flies.
گروههای اندوپتریگوت شامل مورچهها، کنهها و مухها میباشند.
genetic analysis helped classify the newly discovered species as an endopterygote.
تحلیل ژنتیکی کمک کرد تا گونهی جدید کشف شده را به عنوان یک اندوپتریگوت طبقهبندی کنند.
many endopterygote larvae undergo complete metamorphosis.
بیشتر لارویهای اندوپتریگوت از تغییر شکل کامل عبور میکنند.
the researchers investigated the feeding habits of various endopterygote species.
پژوهشگران رفتار غذایی گونههای مختلف اندوپتریگوت را مورد بررسی قرار دادند.
endopterygote wings are typically membranous and folded.
بالهای اندوپتریگوت معمولاً نازک و پوستی هستند که پیچیده شدهاند.
the diversity of endopterygote insects is remarkable.
تنوع حشرات اندوپتریگوت بسیار چشمگیر است.
we observed the pupal stage of the endopterygote in the laboratory.
ما مرحلهی پوپری اندوپتریگوت را در آزمایشگاه مشاهده کردیم.
the fossil record provides insights into the early evolution of endopterygotes.
ثبت فسیلها اطلاعاتی دربارهی تکامل اولیهی اندوپتریگوتها ارائه میدهد.
endopterygote development is characterized by holometabolism.
توسعهی اندوپتریگوت توسط هولومترابولیزم مشخص میشود.
the team compared the morphology of different endopterygote groups.
تیم مورفولوژی گروههای مختلف اندوپتریگوت را با هم مقایسه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید