endozoans

[ایالات متحده]/ˌɛndəʊˈzəʊən/
[بریتانیا]/ˌɛndoʊˈzoʊən/

ترجمه

n. انگل داخلی
adj. مربوط به انگل‌های داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

endozoan infection

عفونت اندوزوان

endozoan species

گونه‌های اندوزوان

endozoan host

میزبان اندوزوان

endozoan parasite

انگل اندوزوان

endozoan behavior

رفتار اندوزوان

endozoan community

جامعه اندوزوان

endozoan morphology

مورفولوژی اندوزوان

endozoan evolution

تکامل اندوزوان

endozoan ecology

اکولوژی اندوزوان

endozoan interactions

تعاملات اندوزوان

جملات نمونه

endozoan organisms play a vital role in the ecosystem.

موجودات اندوزوان نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

researchers study endozoan species to understand their behavior.

محققان گونه‌های اندوزوان را برای درک رفتارشان مطالعه می‌کنند.

many endozoan parasites can affect their host's health.

بسیاری از انگل‌های اندوزوان می‌توانند بر سلامت میزبان تأثیر بگذارند.

endozoan communities can be found in various habitats.

اجتماع اندوزوان را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

scientists discovered new endozoan species in the ocean.

دانشمندان گونه‌های جدید اندوزوان را در اقیانوس کشف کردند.

endozoan interactions can influence nutrient cycling.

تعاملات اندوزوان می‌توانند بر چرخه‌ مواد مغذی تأثیر بگذارند.

understanding endozoan life cycles is crucial for ecology.

درک چرخه‌های زندگی اندوزوان برای اکولوژی بسیار مهم است.

some endozoan species have symbiotic relationships with their hosts.

برخی از گونه‌های اندوزوان روابط همزیستی با میزبان خود دارند.

endozoan diversity is essential for maintaining ecosystem balance.

تنوع اندوزوان برای حفظ تعادل اکوسیستم ضروری است.

endozoan studies can lead to medical advancements.

مطالعات اندوزوان می‌تواند منجر به پیشرفت‌های پزشکی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید