endurable

[ایالات متحده]/ɪn'dʒʊərəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'djʊrəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل دوام؛ بادوام.

جملات نمونه

He found the boredom scarcely endurable.

او کسالت را تقریباً طاقت‌فرسا یافت.

endurable level of noise

سطح قابل تحمل سر و صدا

endurable amount of stress

میزان قابل تحمل استرس

endurable amount of physical exertion

میزان قابل تحمل فعالیت بدنی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید