He found the boredom scarcely endurable.
او کسالت را تقریباً طاقتفرسا یافت.
endurable level of noise
سطح قابل تحمل سر و صدا
endurable amount of stress
میزان قابل تحمل استرس
endurable amount of physical exertion
میزان قابل تحمل فعالیت بدنی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید