tolerable

[ایالات متحده]/ˈtɒlərəbl/
[بریتانیا]/ˈtɑːlərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تحمل; قابل قبول; نسبتاً خوب

جملات نمونه

be in tolerable health

در حالتی معقول و خوب باشید

a tolerable performance

یک اجرای قابل تحمل

She is in tolerable health.

او از سلامت قابل قبولی برخوردار است.

In August the heat is barely tolerable.

در ماه آگوست، گرما به سختی قابل تحمل است.

prepared a tolerable dinner.

یک شام قابل تحمل آماده کرد.

he was fond of music and had a tolerable voice.

او عاشق موسیقی بود و صدای قابل قبولی داشت.

She inspected the rooms and found them perfectly tolerable.

او اتاق ها را بازرسی کرد و آنها را کاملاً قابل تحمل یافت.

نمونه‌های واقعی

The cold weather is more tolerable for me.

هوای سرد برای من قابل تحمل‌تر است.

منبع: IELTS Speaking Part 1: January to April 2023

This would've made my life with Dede downright tolerable.

این باعث می‌شد زندگی من با دده به طرز باورنکردنی قابل تحمل باشد.

منبع: Modern Family - Season 10

And it just reached the point that it's no longer tolerable from our standpoint.

و به نقطه‌ای رسید که دیگر از دیدگاه ما قابل تحمل نبود.

منبع: NPR News June 2019 Compilation

Wildeve pulled off the string that bound them, and went on with tolerable quickness.

وِلدوِ رشته‌ای که آن‌ها را به هم بسته بود را باز کرد و با سرعت قابل تحملی به راه خود ادامه داد.

منبع: Returning Home

We all stand in need of reminders of what is tolerable and exciting about us.

همه ما به یادآوری آنچه برای ما قابل تحمل و هیجان‌انگیز است، نیاز داریم.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

All other research using more tolerable ranges yielded little to no practical aerobic or anaerobic improvements.

تحقیقات دیگر با استفاده از محدوده‌های قابل تحمل‌تر، منجر به بهبودهای هوازی یا بی‌هوازی عملیاتی کمی یا اصلا نشد.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

The magic box of cool that makes otherwise uninhabitable sections of the world quite tolerable places to live.

جعبه جادویی خنک که بخش‌هایی از جهان را که در غیر این صورت غیرقابل سکونت بودند، به مکان‌هایی قابل تحمل برای زندگی تبدیل می‌کند.

منبع: Scientific World

" I've swallered several; and one had a tolerable quill, " said Sam placidly from the corner.

"چند تا از آن‌ها را قورت داده‌ام؛ و یکی از آن‌ها یک قلم قابل تحمل داشت،" سم با آرامش از گوشه گفت.

منبع: Returning Home

This made the journey through the Chaotic Era at least tolerable for Wang.

این باعث شد سفر در دوران آشفتگی حداقل برای وانگ قابل تحمل باشد.

منبع: The Three-Body Problem I

Whether all this is really a tolerable state of affairs may be moot in the British sense of the word.

اینکه آیا همه اینها واقعاً یک وضعیت قابل تحمل است یا خیر، ممکن است در معنای بریتانیایی کلمه بی‌اهمیت باشد.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید