engined

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجهز به موتور
v. موتور را نصب کنید.

عبارات و ترکیب‌ها

powerful engined car

خودروی قدرتمند با موتور

engined boat

قایق با موتور

engined aircraft

هواپیمای با موتور

جملات نمونه

a new generation of rear-engined sports cars.

نسل جدید اتومبیل‌های ورزشی با موتور عقب

In the light of our analysis, we concluded that the axillare is liquid - engined bearng.

در راستای تحلیل ما، نتیجه گرفتیم که محور (axillare) یک بلبرینگ با موتور مایع است.

The mid-engined two-seater car will have high-mounted exhausts, a flat underpan and louvred grille among other details.

خودروی دو نفره با موتور وسط دارای خروجی‌های اگزوز نصب شده در ارتفاع بالا، یک کف تخت و یک جلو پنجره با دریچه‌های هوا در میان سایر جزئیات خواهد بود.

13958681890 This ship shall be of all steel welded construction with one continuous deck, bulbous stern, bulbous bow, single propeller, single rudder, forecastle, poop, and of stern-engined type.

13958681890 این کشتی باید از نوع ساختاری فولادی جوشی با یک عرشه پیوسته، عقب‌گرای برآمده، نوک برآمده، یک پروانه، یک سکان، عرشه جلو، عرشه عقب و از نوع موتور عقب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید