engineman

[ایالات متحده]/ˈɛn.dʒɪn.mən/
[بریتانیا]/ˈɛn.dʒɪn.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راننده یک قطار یا دستیار او؛ کسی که یک موتور را کار می‌زند؛ یک مکانیک در کارخانه‌ها و غیره.
Word Forms
جمعenginemen

عبارات و ترکیب‌ها

engineman duties

وظایف مهندس دریا

engineman training

آموزش مهندس دریا

engineman skills

مهارت‌های مهندس دریا

engineman position

موقعیت مهندس دریا

engineman license

گواهینامه مهندس دریا

engineman responsibilities

مسئولیت‌های مهندس دریا

engineman experience

تجربه مهندس دریا

engineman role

نقش مهندس دریا

engineman certification

گواهینامه صلاحیت مهندس دریا

engineman safety

ایمنی مهندس دریا

جملات نمونه

the engineman carefully monitored the train's speed.

مهندس قطار به دقت سرعت قطار را کنترل می‌کرد.

as an engineman, he is responsible for the safety of the passengers.

به عنوان مهندس قطار، او مسئول ایمنی مسافران است.

the engineman communicated with the control center regularly.

مهندس قطار به طور منظم با مرکز کنترل ارتباط برقرار می‌کرد.

every engineman must pass a rigorous training program.

هر مهندس قطاری باید یک دوره آموزشی سخت و طاقت فرسا را بگذراند.

the engineman inspected the locomotive before departure.

مهندس قطار قبل از حرکت لوکوموتیو را بازرسی کرد.

his dream was to become an engineman since childhood.

رویای او از دوران کودکی تبدیل شدن به مهندس قطار بود.

the engineman operated the controls with precision.

مهندس قطار با دقت کنترل‌ها را هدایت می‌کرد.

during the storm, the engineman kept calm and focused.

در طول طوفان، مهندس قطار آرام و متمرکز ماند.

the engineman's experience helped navigate the tricky route.

تجربه مهندس قطار به هدایت مسیر دشوار کمک کرد.

after years of hard work, he finally became an engineman.

پس از سال‌ها تلاش سخت، او سرانجام به مهندس قطار تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید