engraved message
پیام حکاکی شده
engraved jewelry
جواهرات حکاکی شده
engraved stone
سنگ حکاکی شده
my name was engraved on the ring.
اسم من روی انگشتر حک شده بود.
be engraved in sb.'s heart
در قلب کسی حک شود
engraved the champion's name on the trophy.
نام قهرمان را روی جام حک کرد.
It was prettily engraved with flowers on the back.
در پشت آن به زیبایی با گل حک شده بود.
cabalistic symbols engraved in stone.
نمادهای کابالیستی روی سنگ حک شده بودند.
He engraved my name on the silver plate.
اسم من را روی بشقاب نقره حک کرد.
This episode remains sharply engraved on my mind.
این قسمت به وضوح در ذهن من حک شده است.
engraved the silver watch with my monogram.
ساعت نقره را با نشان من حک کرد.
The experience was engraved into his memory.
این تجربه در خاطره او حک شد.
Some Latin words were engraved on the plaque.
چند کلمه لاتین روی لوح حک شده بود.
the image would be forever engraved in his memory.
تصویر برای همیشه در خاطره او حک می شد.
The transoms of his house are engraved with very delicate designs.
قاب های خانه اش با طرح های بسیار ظریف حک شده اند.
Although he was very young at the time, the date of his father’s funeral was engraved on his heart.
اگرچه در آن زمان خیلی جوان بود، تاریخ درگذشت پدرش در قلب او حک شده بود.
Bronze Drums are often engraved by symbols of sun, flying man, aigrette, water wave, circle, and elephant eyes.Statues of frogs or ducks are used for decoration.
پرکاسن ها اغلب با نمادهای خورشید، انسان پرنده، آیگرت، موج آب، دایره و چشم فیل حک می شوند. مجسمه قورباغه یا اردک برای تزئین استفاده می شود.
The glass bottle is clear at the bottom, graduating into black towards the all-black cap.Crystal droplets are engraved on the back of the flacon, which was designed by French sculptor Serge Mansau.
بطری شیشهای در قسمت پایین شفاف است و به سمت درب تمام مشکی به رنگ سیاه گرایش دارد. قطرات کریستالی روی پشت флакон حک شدهاند که توسط مجسمهساز فرانسوی سرژ منسو طراحی شده است.
I was ready to leave the flea market, when, on one table, among a gallimaufry of undistinguished objects, I caught sight of an exquisite silver spoon engraved with my initials.
من آماده ترک بازار دست دوم بودم، وقتی روی یکی از میزها، در میان انبوهی از اشیاء غیرقابل تشخیص، یک قاشق نقره ای نفیس را با حروف اول اسمم که حک شده بود، دیدم.
When the Civil War started, a watchmaker was repairing Lincoln's watch.He engraved some words on it, which read in part: "Fort Sumpter was attacked by the rebels" and "thank God we have a government.
وقتی جنگ داخلی شروع شد، یک ساعت ساز در حال تعمیر ساعت لینکلن بود. او چند کلمه روی آن حک کرد که بخشی از آنها به این صورت بود: "قلعه سامپتر توسط شورشیان مورد حمله قرار گرفت" و "خدا را شکر که ما دولتی داریم."
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید