enhancer

[ایالات متحده]/ɪn'hænsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقویت کننده; افزودنی; عامل تقویت
ماده‌ای که برای بهبود اثر، عملکرد یا کیفیت چیزی اضافه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

performance enhancer

تقویت کننده عملکرد

muscle enhancer

تقویت کننده عضلات

brain enhancer

تقویت کننده مغز

flavour enhancer

تقویت کننده طعم

جملات نمونه

Conclusion Behavior Therapy is one of definite effect Psychotherapy on psychodisorder.If you choose the right enhancer,which has cure Unprogressive Sex Hiccup.

نتیجه‌گیری، رفتار درمانی یکی از روان‌درمان‌های مؤثر بر اختلالات روان‌شناختی است. اگر تقویت‌کننده مناسب را انتخاب کنید، که درمان خرخر جنسی پیشرونده را دارد.

نمونه‌های واقعی

Can beetroot juice be described as the latest natural performance enhancer?

آیا می‌توان آب چغندر قند را به عنوان آخرین ماده طبیعی افزایش دهنده عملکرد توصیف کرد؟

منبع: Life hacks

Again the main function of sodium in food is used as a preservative and flavor enhancer.

باز هم، عملکرد اصلی سدیم در غذا به عنوان یک نگهدارنده و طعم‌دهنده استفاده می‌شود.

منبع: Nutrition, Health, and Cancer Prevention

The most well-known performance enhancers are steroids, drugs that can make athletesbigger and stronger.

معروف‌ترین مواد افزایش دهنده عملکرد، استروئیدها هستند، داروهایی که می‌توانند ورزشکاران را بزرگتر و قوی‌تر کنند.

منبع: Time difference of N hours

And only then it's worth looking at the top, at the performance enhancers.

و تنها در آن صورت، ارزش بررسی بالاترین‌ها، مواد افزایش دهنده عملکرد وجود دارد.

منبع: Reel Knowledge Scroll

An estimate that 30% of university students used Adderall at some points as a study enhancer.

تخمینی که 30 درصد از دانشجویان دانشگاه Adderall را در برخی نقاط به عنوان یک ماده تقویت کننده مطالعه استفاده کردند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

And only then it's worth looking at the top, at the performance enhancers. Intermittent fasting, beetroot juice, what else.

و تنها در آن صورت، ارزش بررسی بالاترین‌ها، مواد افزایش دهنده عملکرد وجود دارد. ناشتگی متناوب، آب چغندر قند، غیره.

منبع: Life hacks

It's a flavor enhancer, it enhanced all of the, - Everything.

این یک طعم‌دهنده است، همه را تقویت کرد، - همه چیز.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

Also you would need good artificial light and possibly mood enhancers.

همچنین به نور مصنوعی خوب و احتمالاً تقویت‌کننده‌های خلق و خوی نیاز دارید.

منبع: World Atlas of Wonders

The Kenyan athletic federation said that her second example was positive confirming an early test that found traces of banned performance enhancer.

فدراسیون دو و میدانی کنیا گفت که نمونه دوم او مثبت بود و آزمایش اولیه ای که ردی از ماده افزایش دهنده عملکرد ممنوعه را نشان داد، تأیید کرد.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

STEP 6 Serve ginseng tea with dessert instead of coffee. Some Asian cultures traditionally prescribe ginseng as a sex-drive enhancer.

مرحله 6 چای جین‌سنگ را به جای قهوه با دسر سرو کنید. برخی از فرهنگ‌های آسیایی به طور سنتی جین‌سنگ را به عنوان یک ماده تقویت کننده میل جنسی تجویز می‌کنند.

منبع: Love Story

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید