enkindles

[ایالات متحده]/ɪnˈkɪndl̩z/
[بریتانیا]/ɪnˈkɪndl̩z/

ترجمه

v. باعث (شعله) اشتعال شدن؛ تحریک یا هیجان دادن؛ برانگیختن (احساسات، تمایلات و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

enkindles passion

بیدار کردن اشتیاق

enkindles hope

بیدار کردن امید

enkindles creativity

بیدار کردن خلاقیت

enkindles joy

بیدار کردن شادی

enkindles interest

بیدار کردن علاقه

enkindles inspiration

بیدار کردن الهام

enkindles excitement

بیدار کردن هیجان

enkindles love

بیدار کردن عشق

enkindles enthusiasm

بیدار کردن شور و اشتیاق

enkindles dreams

بیدار کردن رویاها

جملات نمونه

the story enkindles a sense of adventure.

داستان حسی از ماجراجویی را برمی‌انگیزد.

her words enkindle hope in difficult times.

کلمات او حسی از امید را در زمان‌های سخت برمی‌انگیزند.

the teacher enkindles a passion for learning.

معلم اشتیاقی به یادگیری را برمی‌انگیزد.

music enkindles emotions in all of us.

موسیقی احساسات را در همه ما برمی‌انگیزد.

the festival enkindles a spirit of community.

جشنواره حسی از همبستگی را برمی‌انگیزد.

his speech enkindles a desire for change.

سخنرانی او حسی از تمایل به تغییر را برمی‌انگیزد.

the movie enkindles nostalgia for childhood.

فیلم نوستالژی برای دوران کودکی را برمی‌انگیزد.

her smile enkindles joy in everyone around.

لبخند او شادی را در همه اطرافیان برمی‌انگیزد.

the painting enkindles creativity in the viewers.

نقاشی خلاقیت را در بینندگان برمی‌انگیزد.

nature enkindles a sense of peace and tranquility.

طبیعت حسی از آرامش و آسایش را برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید