enshrouding

[ایالات متحده]/ɪnˈʃraʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈʃraʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشاندن، پنهان کردن؛ احاطه کردن یا مبهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enshrouding mist

مه پيچيده

enshrouding darkness

تاريكي پيچيده

enshrouding clouds

ابرهاي پيچيده

enshrouding fog

مه غليظ

enshrouding silence

سكوت پيچيده

enshrouding shadows

سایه‌های پيچيده

enshrouding mystery

راز پيچيده

enshrouding veil

حجاب پيچيده

enshrouding light

نور پيچيده

enshrouding warmth

گرماي پيچيده

جملات نمونه

the mountain was enshrouding in a thick fog.

کوه در مه غلیظ فرو رفته بود.

enshrouding the city, the smoke created a mysterious atmosphere.

دود شهر را فرا گرفت و فضایی مرموز ایجاد کرد.

she felt a sense of calmness enshrouding her.

او احساس آرامش کرد که او را در بر گرفته است.

the secrets of the past are enshrouding the old castle.

رازهای گذشته قلعه قدیمی را در بر گرفته اند.

enshrouding the truth, the lies spread quickly.

با پوشاندن حقیقت، دروغ‌ها به سرعت پخش شدند.

the forest was enshrouding the path, making it hard to see.

جنگل مسیر را فرا گرفته بود و دیدن آن را دشوار می کرد.

enshrouding herself in a blanket, she felt warm and safe.

با پوشاندن خود با یک پتو، او احساس گرما و امنیت کرد.

the night sky was enshrouding the stars with clouds.

آسمان شب با ابرها ستارگان را در بر گرفته بود.

enshrouding the entire area, the mist created an eerie silence.

مه کل منطقه را فرا گرفت و سکوتی عجیب ایجاد کرد.

he found himself enshrouding in doubt and uncertainty.

او خود را در تردید و نااطمینانی فرا گرفته شده می دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید