enterable

[ایالات متحده]/ˈɛntərəbəl/
[بریتانیا]/ˈɛnɾɚəbəl/

ترجمه

adj. قابل ورود یا دسترسی

عبارات و ترکیب‌ها

enterable space

فضای قابل ورود

enterable area

منطقه قابل ورود

enterable zone

ناحیه قابل ورود

enterable field

زمینه قابل ورود

enterable path

مسیر قابل ورود

enterable location

محل قابل ورود

enterable region

منطقه قابل ورود

enterable interface

واسط قابل ورود

enterable entry

ورودی قابل ورود

enterable environment

محیط قابل ورود

جملات نمونه

the room is enterable only with a special key.

فقط با یک کلید ویژه می‌توان وارد اتاق شد.

ensure that the enterable areas are well marked.

اطمینان حاصل کنید که مناطق قابل ورود به خوبی مشخص شده‌اند.

is the attic enterable for maintenance?

آیا فضای زیر شیروانی برای تعمیر قابل ورود است؟

the facility has several enterable zones for visitors.

این مرکز دارای مناطق قابل ورود متعددی برای بازدیدکنندگان است.

make sure the enterable paths are safe.

مطمئن شوید مسیرهای قابل ورود ایمن هستند.

the enterable section of the museum features rare artifacts.

بخش قابل ورود موزه دارای آثار باستانی کمیاب است.

only enterable areas are accessible during the tour.

فقط مناطق قابل ورود در طول تور قابل دسترسی هستند.

the garden has enterable gates for easy access.

باغ دارای دروازه‌های قابل ورود برای دسترسی آسان است.

they installed enterable tunnels for the children to play.

آنها تونل‌های قابل ورود را برای بازی کودکان نصب کردند.

the building is designed with enterable balconies.

ساختمان با بالکن‌های قابل ورود طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید