The road is passable again.
جاده دوباره باز است.
a passable standard of work
استاندارد قابل قبولی از کار
he spoke passable English.
او انگلیسی قابل فهمی صحبت کرد.
the road was passable with care.
جاده با احتیاط قابل عبور بود.
She has a passable knowledge of history.
او دانش قابل قبولی از تاریخ دارد.
He has a passable knowledge of English.
او دانش قابل قبولی از انگلیسی دارد.
The actors gave passable performances but the singers seemed unrehearsed.
بازیگران اجراهای قابل قبولی داشتند اما به نظر می رسد خوانندگان تمرین نکرده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید