passable

[ایالات متحده]/'pɑːsəb(ə)l/
[بریتانیا]/'pæsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رضایت‌بخش
قابل قبول
قابل گردش

جملات نمونه

The road is passable again.

جاده دوباره باز است.

a passable standard of work

استاندارد قابل قبولی از کار

he spoke passable English.

او انگلیسی قابل فهمی صحبت کرد.

the road was passable with care.

جاده با احتیاط قابل عبور بود.

She has a passable knowledge of history.

او دانش قابل قبولی از تاریخ دارد.

He has a passable knowledge of English.

او دانش قابل قبولی از انگلیسی دارد.

The actors gave passable performances but the singers seemed unrehearsed.

بازیگران اجراهای قابل قبولی داشتند اما به نظر می رسد خوانندگان تمرین نکرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید