entraining

[ایالات متحده]/ɪnˈtreɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈtreɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وارد کردن یا مخلوط کردن در

عبارات و ترکیب‌ها

entraining particles

ذرات همراه

entraining air

هوا همراه

entraining flow

جریان همراه

entraining mechanism

مکانیزم همراه

entraining effects

اثرات همراه

entraining waves

امواج همراه

entraining process

فرآیند همراه

entraining system

سیستم همراه

entraining fluids

سیالات همراه

entraining model

مدل همراه

جملات نمونه

entraining water in the process is essential for effective cooling.

ورود رساندن آب در فرآیند برای خنک‌سازی مؤثر ضروری است.

the experiment focused on entraining particles in the airflow.

آزمایش بر روی ورود رساندن ذرات در جریان هوا متمرکز بود.

entraining the audience with engaging stories is key to a successful presentation.

جذاب کردن مخاطبان با داستان‌های جذاب، کلید یک ارائه موفق است.

he is entraining his team to work more collaboratively.

او تیم خود را برای کار بیشتر با همکاری بیشتر وارد می‌کند.

entraining emotions in music can create a powerful connection.

وارد کردن احساسات در موسیقی می‌تواند یک ارتباط قدرتمند ایجاد کند.

the process of entraining gases is crucial in chemical reactions.

فرآیند ورود رساندن گازها در واکنش‌های شیمیایی بسیار مهم است.

she has a talent for entraining ideas that inspire others.

او استعداد وارد کردن ایده‌هایی دارد که دیگران را الهام بخشند.

entraining the right mindset can lead to better outcomes.

وارد کردن ذهنیت مناسب می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

the technology is designed for entraining various materials efficiently.

این فناوری برای ورود رساندن مواد مختلف به طور کارآمد طراحی شده است.

entraining students in discussions enhances their learning experience.

وارد کردن دانشجویان در بحث‌ها، تجربه یادگیری آنها را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید