entrecôte

[ایالات متحده]//ˈɒn.trə.kəʊt//
[بریتانیا]//ˌɑːn.trəˈkoʊt//

ترجمه

n. یک قطعه گوشت گوسفندی از بین کمر (گوشت کمر گوسفند؛ قطعه انتهای کمر گوسفند)؛ گوشت این قطعه که به عنوان یک دسته گوشت سرو می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

grilled entrecôte

سیب زمینی پرچرب

the entrecôte

سیب زمینی پرچرب

entrecôte frites

سیب زمینی پرچرب

perfect entrecôte

سیب زمینی پرچرب

my entrecôte

سیب زمینی پرچرب

entrecôte sauce

سیب زمینی پرچرب

charred entrecôte

سیب زمینی پرچرب

entrecôte dinner

سیب زمینی پرچرب

two entrecôtes

سیب زمینی پرچرب

entrecôte special

سیب زمینی پرچرب

جملات نمونه

i would like to order the entrecôte steak with a red wine reduction.

می‌خواهم یک گوشت گوسفندی را با کاهوی قرمز سفارش دهم.

the chef grilled the entrecôte to perfection over an open flame.

شکم‌پز در آتش گرم گوشت گوسفندی را به طور کامل سرخ کرد.

this restaurant is famous for serving generous portions of entrecôte frites.

این رستوران به خاطر سرو کردن مقدار زیادی گوشت گوسفندی با سیب زمینی سرخ شده معروف است.

please serve the entrecôte medium-rare with a side of béarnaise sauce.

لطفاً گوشت گوسفندی را با میانه‌رare و یک کنسره بارنیز در کنار آن بسیج کنید.

the rib-eye is often considered the american equivalent of the french entrecôte.

گوشت گوسفندی ریب-ای با عنوان معادل آمریکایی گوشت گوسفندی فرانسوی شناخته می‌شود.

we shared a delicious entrecôte and a fresh garden salad for dinner.

ما یک گوشت گوسفندی لذیذ و سالاد گیاهی تازه را به عنوان غذای عصر با هم به اشتراک گذاشتیم.

the menu features a tender entrecôte sourced from local organic farms.

منو یک گوشت گوسفندی نرم را از کشاورزی‌های ارگانیک محلی ارائه می‌دهد.

he seasoned the entrecôte simply with sea salt and coarse black pepper.

او گوشت گوسفندی را با نمک دریایی و فلفل سیاه خشن به طور ساده مخلوط کرد.

cafe de paris is renowned for its signature sauce served over entrecôte.

کافه دو پاریس به خاطر سرو کردن سس خاص خود روی گوشت گوسفندی معروف است.

the waiter recommended a full-bodied cabernet to pair with the grilled entrecôte.

خدمتکار یک کابernet پر بدن را برای همراهی با گوشت گوسفندی سرخ شده توصیه کرد.

you must try the golden fried potatoes that accompany the entrecôte here.

شما باید سیب زمینی‌های طلایی سرخ شده را که در اینجا با گوشت گوسفندی همراه هستند امتحان کنید.

the entrecôte was incredibly tender and full of rich, beefy flavor.

گوشت گوسفندی به شدت نرم بود و پر از طعم گوشتی غنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید