ependymas

[ایالات متحده]/ˌɛp.ənˈdaɪ.məs/
[بریتانیا]/ˌɛp.ənˈdaɪ.məs/

ترجمه

n.[آناتومی] بافت اپندیمال که حفره‌های مغز و کانال مرکزی نخاع را پوشش می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

ependymas cells

سلول‌های اپندیم

ependymas tissue

بافت اپندیم

ependymas tumors

تومورهای اپندیم

ependymas layer

لایه اپندیم

ependymas function

عملکرد اپندیم

ependymas growth

رشد اپندیم

ependymas origin

منشا اپندیم

ependymas pathology

پاتولوژی اپندیم

ependymas development

توسعه اپندیم

ependymas repair

ترمیم اپندیم

جملات نمونه

the ependymas play a crucial role in the central nervous system.

اپاندیم‌ها نقش حیاتی در سیستم عصبی مرکزی ایفا می‌کنند.

researchers study ependymas to understand brain functions.

محققان اپاندیم‌ها را برای درک عملکردهای مغز مطالعه می‌کنند.

ependymas can be affected by various neurological disorders.

اپاندیم‌ها می‌توانند تحت تأثیر اختلالات عصبی مختلف قرار گیرند.

damage to the ependymas may lead to serious health issues.

آسیب به اپاندیم‌ها ممکن است منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

scientists are exploring the regeneration of ependymas.

دانشمندان در حال بررسی بازسازی اپاندیم‌ها هستند.

the structure of ependymas is essential for cerebrospinal fluid circulation.

ساختار اپاندیم‌ها برای گردش مایع مغزی نخاعی ضروری است.

understanding ependymas helps in developing new treatments.

درک اپاندیم‌ها به توسعه درمان‌های جدید کمک می‌کند.

abnormalities in ependymas can indicate underlying diseases.

نومالی‌های در اپاندیم‌ها می‌تواند نشان‌دهنده بیماری‌های زمینه‌ای باشد.

histological studies of ependymas provide valuable insights.

مطالعات هیستولوژیکی اپاندیم‌ها بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌دهند.

injuries to the ependymas require immediate medical attention.

آسیب‌های وارده به اپاندیم‌ها نیاز به توجه فوری پزشکی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید