lining

[ایالات متحده]/'laɪnɪŋ/
[بریتانیا]/'laɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه داخلی، ماده‌ای که برای پوشاندن داخل چیزی استفاده می‌شود؛ پارچه آستر، بافت آستر داخلی، غشاء

عبارات و ترکیب‌ها

leather lining

آستر چرمی

silk lining

آستر ابریشمی

cotton lining

آستر نخی

jacket lining

آستر ژاکت

lining up

در ردیف قرار گرفتن

furnace lining

آستر اجاق

shaft lining

آستر ساق

silver lining

نقطه روشن

inner lining

آستر داخلی

tunnel lining

آستر تونل

concrete lining

آستر بتنی

rubber lining

آستر لاستیکی

brake lining

لاینیگ ترمز

lining material

جنس آستر

lining board

صفحه آستر

steel lining

آستر فولادی

refractory lining

آستر مقاوم در برابر حرارت

inside lining

آستر داخلی

lining brick

آجر آستر

friction lining

آستر اصطکاکی

lining fabric

پارچه آستر

roof lining

آستر سقف

wall lining

آستر دیوار

glass lining

آستر شیشه ای

جملات نمونه

the lining of a garment

آستر لباس

a lining of a container

آستر یک ظرف

the viscid mucus lining of the intestine.

آستر چسبناک مخاطی روده.

The lining of my coat is torn.

آستر پالتوی من پاره شده است.

Aspirin can ulcer the stomach lining.

آسپرین می تواند باعث ایجاد زخم در آستر معده شود.

Endarteritis:Inflammation of the inner lining of an artery.

اندوآرتریت: التهاب لایه داخلی یک سرخرگ.

texture a printing plate by lining and stippling it.

با استفاده از خطوط و نقاط، یک صفحه چاپ را بافت‌دار کنید.

I hate lining up in the cold to go to the cinema.

من از ایستادن در صف در سرما برای رفتن به سینما متنفرم.

People are lining up to buy commemoration stamps.

افراد برای خرید تمبرهای یادبود در صف هستند.

carefully peel away the lining paper from the bottom of the roulade.

با دقت کاغذ آستر را از زیر رولی جدا کنید.

It will be helpful in development of superduty refractory used for the CDQ lining brick.

این در توسعه مواد نسوز با کارایی بالا که برای مصالح عایق CDQ استفاده می شود مفید خواهد بود.

the linings are bonded, not riveted, to the brake shoes for longer wear.

آسترها به جای پرچ کاری به کفش های ترمز متصل شده اند تا طول عمر بیشتری داشته باشند.

He’d been lining his pockets for years before it was discovered.

او سال‌ها بود که جیب‌های خود را پر می‌کرد تا اینکه کشف شد.

Different tunnel lining design theory will have different results for the headrace tunnel.

تئوری‌های مختلف طراحی آستر تونل، نتایج متفاوتی برای تونل سرده را به همراه خواهند داشت.

The endosteum lining the marrow cavity is therefore continuous with the endosteal linning of Haversian canals.

بنابراین اندوستیم که حفره مغز استخوانی را پوشانده است، به طور مداوم با اندوستیم لنینگ کانال‌های هاورسیان ارتباط دارد.

We thought he was giving our money to the Church Building Fund and in fact he was busy lining his own pockets.

ما فکر می‌کردیم او پول ما را به صندوق ساخت کلیسا می‌دهد و در واقع او مشغول پر کردن جیب‌های خود بود.

a surgical procedure usually performed under local anesthesia in which the cervix is dilated and the endometrial lining of the uterus is scraped with a curet;

یک روش جراحی که معمولاً تحت بی حسی موضعی انجام می شود، که در آن سرویکس گشاد می شود و پوشش اندومتر رحم با یک کورت خراشیده می شود.

Aiming at the different linings of rotary kiln, the corrasive effect and mechanism of impurity elements/compounds on refractory are analysed.

با هدف بررسی اثر خورنده و مکانیسم عناصر/ترکیبات ناخالصی بر روی مواد نسوز در برابر انواع مختلف پوشش داخلی کوره گردان، تجزیه و تحلیل انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید