ephah measure
سنجش ظرفیتی
ephah grain
مقدار دانه
ephah basket
سبد ظرفیتی
ephah quantity
مقدار
ephah size
اندازه
ephah standard
استاندارد
ephah weight
وزن
ephah capacity
ظرفیت
ephah measuremen
اندازه گیری
ephah usage
مصرف
the ephah is a measure used in ancient times.
اِفاه یک واحد اندازهگیری است که در زمانهای قدیم استفاده میشد.
she filled the ephah with grains for the market.
او الافه را با غلات برای بازار پر کرد.
in biblical times, an ephah was a common measurement.
در زمانهای باستانی، الافه یک واحد اندازهگیری رایج بود.
the recipe calls for an ephah of flour.
دستور غذا به یک الافه آرد نیاز دارد.
he purchased an ephah of barley from the farmer.
او یک الافه جو به قیمت مناسب از کشاورز خرید.
understanding the ephah helps in studying ancient trade.
درک الافه به مطالعه تجارت باستانی کمک میکند.
they used an ephah to measure the harvest yield.
آنها از الافه برای اندازهگیری عملکرد محصول استفاده کردند.
the ephah was divided into smaller units for convenience.
برای راحتی، الافه به واحدهای کوچکتر تقسیم شد.
historians often refer to the ephah in their studies.
تاریخنگاران اغلب به الافه در تحقیقات خود اشاره میکنند.
she donated an ephah of wheat to the local food bank.
او یک الافه گندم را به بانک غذاهای محلی اهدا کرد.
ephah measure
سنجش ظرفیتی
ephah grain
مقدار دانه
ephah basket
سبد ظرفیتی
ephah quantity
مقدار
ephah size
اندازه
ephah standard
استاندارد
ephah weight
وزن
ephah capacity
ظرفیت
ephah measuremen
اندازه گیری
ephah usage
مصرف
the ephah is a measure used in ancient times.
اِفاه یک واحد اندازهگیری است که در زمانهای قدیم استفاده میشد.
she filled the ephah with grains for the market.
او الافه را با غلات برای بازار پر کرد.
in biblical times, an ephah was a common measurement.
در زمانهای باستانی، الافه یک واحد اندازهگیری رایج بود.
the recipe calls for an ephah of flour.
دستور غذا به یک الافه آرد نیاز دارد.
he purchased an ephah of barley from the farmer.
او یک الافه جو به قیمت مناسب از کشاورز خرید.
understanding the ephah helps in studying ancient trade.
درک الافه به مطالعه تجارت باستانی کمک میکند.
they used an ephah to measure the harvest yield.
آنها از الافه برای اندازهگیری عملکرد محصول استفاده کردند.
the ephah was divided into smaller units for convenience.
برای راحتی، الافه به واحدهای کوچکتر تقسیم شد.
historians often refer to the ephah in their studies.
تاریخنگاران اغلب به الافه در تحقیقات خود اشاره میکنند.
she donated an ephah of wheat to the local food bank.
او یک الافه گندم را به بانک غذاهای محلی اهدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید