epicondyle

[ایالات متحده]/ˈɛpɪˌkɒndaɪl/
[بریتانیا]/ˈɛpɪˌkɑːndaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برآمدگی استخوانی در هر طرف مفصل در انتهای یک استخوان بلند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

medial epicondyle

epicondyle داخلی

lateral epicondyle

epicondyle جانبی

epicondyle pain

درد اپیکوندیل

epicondyle injury

آسیب اپیکوندیل

epicondyle syndrome

سندرم اپیکوندیل

epicondyle tenderness

حساسیت اپیکوندیل

epicondyle surgery

جراحی اپیکوندیل

epicondyle fracture

شکستگی اپیکوندیل

epicondyle assessment

ارزیابی اپیکوندیل

epicondyle anatomy

آناتومی اپیکوندیل

جملات نمونه

the doctor examined the epicondyle for any signs of injury.

پزشک اپیکوندایل را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

inflammation of the epicondyle can lead to pain in the elbow.

التهاب اپیکوندایل می تواند منجر به درد در آرنج شود.

he felt a sharp pain around the epicondyle during the game.

او در طول بازی، درد شدیدی در اطراف اپیکوندایل احساس کرد.

physical therapy can help alleviate epicondyle discomfort.

فیزیوتراپی می تواند به کاهش ناراحتی اپیکوندایل کمک کند.

repetitive strain can affect the epicondyle area.

تنش تکراری می تواند بر ناحیه اپیکوندایل تأثیر بگذارد.

strengthening exercises can support the epicondyle and prevent injuries.

تمرینات تقویتی می توانند از اپیکوندایل حمایت کرده و از آسیب جلوگیری کنند.

she had to rest her arm due to epicondyle pain.

او به دلیل درد اپیکوندایل مجبور شد دست خود را استراحت دهد.

understanding the anatomy of the epicondyle is crucial for treatment.

درک آناتومی اپیکوندایل برای درمان بسیار مهم است.

the epicondyle is an important landmark for elbow surgeries.

اپیکوندایل یک نقطه مرجع مهم برای جراحی آرنج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید