epicraniums

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈkreɪniəmz/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈkreɪniəmz/

ترجمه

n. قسمت بالایی جمجمه؛ پوست سر

عبارات و ترکیب‌ها

epicraniums anatomy

آناتومی اپی کرانیوم

epicraniums structure

ساختار اپی کرانیوم

epicraniums function

عملکرد اپی کرانیوم

epicraniums muscles

عضلات اپی کرانیوم

epicraniums nerves

اعصاب اپی کرانیوم

epicraniums injuries

آسیب‌های اپی کرانیوم

epicraniums pain

درد اپی کرانیوم

epicraniums treatment

درمان اپی کرانیوم

epicraniums disorders

اختلالات اپی کرانیوم

epicraniums assessment

ارزیابی اپی کرانیوم

جملات نمونه

the epicraniums of mammals are complex structures.

ساختارهای پیچیده‌ای هستند که در پستانداران وجود دارند.

researchers study the epicraniums to understand brain evolution.

محققان ساختارهای epicranium را برای درک تکامل مغز مطالعه می‌کنند.

in anatomy, epicraniums are crucial for cranial studies.

در آناتومی، epicraniums برای مطالعات جمجمه حیاتی هستند.

the epicraniums provide protection to the brain.

epicraniums از مغز محافظت می‌کنند.

some species have unique features in their epicraniums.

برخی از گونه‌ها ویژگی‌های منحصر به فردی در epicraniums خود دارند.

epicraniums can vary significantly across different species.

epicraniums می‌توانند در گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

understanding epicraniums helps in paleontological research.

درک epicraniums به تحقیقات دیرینه‌شناسی کمک می‌کند.

epicraniums are often examined in forensic science.

epicraniums اغلب در علم پزشکی قانونی بررسی می‌شوند.

some medical conditions affect the development of epicraniums.

برخی از شرایط پزشکی بر رشد epicraniums تأثیر می‌گذارند.

students learn about epicraniums in their biology classes.

دانشجویان در کلاس‌های زیست‌شناسی خود در مورد epicraniums یاد می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید