epidurals

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈdjʊərəl/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈdʊrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به لایه خارجی مننژها که دور مغز و نخاع را احاطه کرده است؛ مربوط به تجویز بی‌حسی در فضای اپیدورال

عبارات و ترکیب‌ها

epidural anesthesia

بی حسی اپیدورال

epidural injection

تزریق اپیدورال

epidural block

مسدودسازی اپیدورال

epidural pain relief

تسکین درد اپیدورال

epidural catheter

کاتتر اپیدورال

epidural space

فضای اپیدورال

epidural procedure

روش اپیدورال

epidural side effects

عوارض جانبی اپیدورال

epidural dosage

دوز اپیدورال

epidural administration

تجزیه و تحلیل اپیدورال

جملات نمونه

she received an epidural during labor.

او در حین زایمان از بی حسی اپیدورال استفاده کرد.

the epidural helped alleviate her pain.

بی حسی اپیدورال به تسکین درد او کمک کرد.

many women choose an epidural for childbirth.

بسیاری از زنان برای زایمان بی حسی اپیدورال را انتخاب می کنند.

the doctor explained the risks of an epidural.

پزشک خطرات بی حسی اپیدورال را توضیح داد.

after the epidural, she felt much more relaxed.

پس از بی حسی اپیدورال، او بسیار آرام تر احساس کرد.

he was nervous about getting an epidural.

او در مورد دریافت بی حسی اپیدورال مضطرب بود.

an epidural can provide effective pain relief.

بی حسی اپیدورال می تواند تسکین درد موثر ارائه دهد.

she opted for an epidural after discussing options.

او پس از بررسی گزینه ها، بی حسی اپیدورال را انتخاب کرد.

recovery time after an epidural is usually short.

زمان بهبودی پس از بی حسی اپیدورال معمولاً کوتاه است.

understanding the procedure for an epidural is important.

درک روش انجام بی حسی اپیدورال مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید