epifauna

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈfɔːnə/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈfɔːnə/

ترجمه

n. (دریایی) جانورانی که بر روی سطح بستر دریا زندگی می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

epifauna habitat

زیستگاه حیات‌ساز

epifauna diversity

تنوع حیات‌ساز

epifauna community

جامعه حیات‌ساز

epifauna distribution

توزیع حیات‌ساز

epifauna species

گونه‌های حیات‌ساز

epifauna abundance

فراوانی حیات‌ساز

epifauna ecology

اکولوژی حیات‌ساز

epifauna study

مطالعه حیات‌ساز

epifauna interactions

تعاملات حیات‌ساز

epifauna monitoring

نظارت بر حیات‌ساز

جملات نمونه

epifauna play a crucial role in marine ecosystems.

جانورانی که بر روی سطح دریانشینان زندگی می‌کنند، نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کنند.

researchers study epifauna to understand biodiversity.

محققان جانوران سطحی را مطالعه می‌کنند تا تنوع زیستی را درک کنند.

different habitats support various types of epifauna.

زیستگاه‌های مختلف از انواع مختلف جانوران سطحی پشتیبانی می‌کنند.

epifauna can be found on rocks and coral reefs.

می‌توان جانوران سطحی را بر روی صخره‌ها و صخره‌های مرجانی یافت.

the abundance of epifauna indicates a healthy environment.

فراوانی جانوران سطحی نشان‌دهنده یک محیط سالم است.

scientists monitor epifauna populations for ecological studies.

دانشمندان جمعیت جانوران سطحی را برای مطالعات اکولوژیکی رصد می‌کنند.

epifauna contribute to nutrient cycling in aquatic systems.

جانوران سطحی به چرخه‌ مواد مغذی در سیستم‌های آبزی کمک می‌کنند.

some species of epifauna are sensitive to pollution.

برخی از گونه‌های جانوران سطحی نسبت به آلودگی حساس هستند.

epifauna provide habitat for smaller marine organisms.

جانوران سطحی زیستگاه برای موجودات دریایی کوچکتر فراهم می‌کنند.

understanding epifauna interactions helps in conservation efforts.

درک تعاملات جانوران سطحی به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید