| جمع | epistaxes |
epistaxis treatment
درمان خونریزی بینی
epistaxis causes
علت های خونریزی بینی
epistaxis management
مدیریت خونریزی بینی
epistaxis symptoms
علائم خونریزی بینی
epistaxis risk
ریسک خونریزی بینی
epistaxis diagnosis
تشخیص خونریزی بینی
epistaxis prevention
جلوگیری از خونریزی بینی
epistaxis severity
شدت خونریزی بینی
epistaxis episodes
حملات خونریزی بینی
epistaxis complications
عوارض خونریزی بینی
he experienced epistaxis during the flight.
او در طول پرواز دچار خونریزی از بینی شد.
epistaxis can be caused by dry air.
خونریزی از بینی ممکن است ناشی از هوای خشک باشد.
she panicked when she had an episode of epistaxis.
وقتی دچار اپیزود خونریزی از بینی شد، او وحشت کرد.
doctors recommend staying calm during an epistaxis.
پزشکان توصیه می کنند در طول خونریزی از بینی آرام بمانید.
epistaxis can be a sign of an underlying condition.
خونریزی از بینی می تواند نشانه یک بیماری زمینهای باشد.
he applied pressure to stop the epistaxis.
او فشار آورد تا خونریزی از بینی را متوقف کند.
frequent epistaxis should be evaluated by a doctor.
خونریزی مکرر از بینی باید توسط پزشک ارزیابی شود.
she used a saline spray to prevent epistaxis.
او از اسپری سالین برای جلوگیری از خونریزی از بینی استفاده کرد.
epistaxis can occur after a nasal injury.
خونریزی از بینی ممکن است پس از آسیب بینی رخ دهد.
he was advised to avoid strenuous activities to reduce epistaxis.
به او توصیه شد تا فعالیت های سنگین را برای کاهش خطر خونریزی از بینی، اجتناب کند.
epistaxis treatment
درمان خونریزی بینی
epistaxis causes
علت های خونریزی بینی
epistaxis management
مدیریت خونریزی بینی
epistaxis symptoms
علائم خونریزی بینی
epistaxis risk
ریسک خونریزی بینی
epistaxis diagnosis
تشخیص خونریزی بینی
epistaxis prevention
جلوگیری از خونریزی بینی
epistaxis severity
شدت خونریزی بینی
epistaxis episodes
حملات خونریزی بینی
epistaxis complications
عوارض خونریزی بینی
he experienced epistaxis during the flight.
او در طول پرواز دچار خونریزی از بینی شد.
epistaxis can be caused by dry air.
خونریزی از بینی ممکن است ناشی از هوای خشک باشد.
she panicked when she had an episode of epistaxis.
وقتی دچار اپیزود خونریزی از بینی شد، او وحشت کرد.
doctors recommend staying calm during an epistaxis.
پزشکان توصیه می کنند در طول خونریزی از بینی آرام بمانید.
epistaxis can be a sign of an underlying condition.
خونریزی از بینی می تواند نشانه یک بیماری زمینهای باشد.
he applied pressure to stop the epistaxis.
او فشار آورد تا خونریزی از بینی را متوقف کند.
frequent epistaxis should be evaluated by a doctor.
خونریزی مکرر از بینی باید توسط پزشک ارزیابی شود.
she used a saline spray to prevent epistaxis.
او از اسپری سالین برای جلوگیری از خونریزی از بینی استفاده کرد.
epistaxis can occur after a nasal injury.
خونریزی از بینی ممکن است پس از آسیب بینی رخ دهد.
he was advised to avoid strenuous activities to reduce epistaxis.
به او توصیه شد تا فعالیت های سنگین را برای کاهش خطر خونریزی از بینی، اجتناب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید