epistemologist

[ایالات متحده]/ɪˌpɪstɪˈmɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ɪˌpɪstəˈmɑlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلسوفی که دانش، ماهیت آن و اعتبار آن را مطالعه می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

epistemologist debate

بحث епиستمولوگ

epistemologist perspective

دیدگاه епиستمولوگ

epistemologist theory

نظریه епиستمولوگ

epistemologist view

دید епиستمولوگ

epistemologist inquiry

تحقیق епиستمولوگ

epistemologist analysis

تجزیه و تحلیل епиستمولوگ

epistemologist framework

چارچوب епиستمولوگ

epistemologist method

روش епиستمولوگ

epistemologist argument

استدلال епиستمولوگ

epistemologist question

پرسش епиستمولوگ

جملات نمونه

the epistemologist studies the nature of knowledge.

دانشمند معرفت‌شناس به بررسی ماهیت دانش می‌پردازد.

an epistemologist might question our understanding of truth.

یک دانشمند معرفت‌شناس ممکن است درک ما از حقیقت را زیر سوال ببرد.

many epistemologists focus on the justification of belief.

بسیاری از دانشمندان معرفت‌شناس بر توجیه باورها تمرکز می‌کنند.

the epistemologist analyzes different sources of knowledge.

دانشمند معرفت‌شناس منابع مختلف دانش را تحلیل می‌کند.

as an epistemologist, she challenges conventional wisdom.

به عنوان یک دانشمند معرفت‌شناس، او با خرد متعارف به چالش می‌پردازد.

the epistemologist discussed the limits of human understanding.

دانشمند معرفت‌شناس محدودیت‌های درک انسان را مورد بحث قرار داد.

in her lecture, the epistemologist covered various theories of knowledge.

در سخنرانی خود، دانشمند معرفت‌شناس به نظریه‌های مختلف دانش پرداخت.

epistemologists often debate the reliability of sensory perception.

دانشمندان معرفت‌شناس اغلب در مورد قابلیت اطمینان از ادراک حسی بحث می‌کنند.

the role of the epistemologist is crucial in philosophy.

نقش دانشمند معرفت‌شناس در فلسفه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید