epitomized

[ایالات متحده]/ɪˈpɪtəmaɪzd/
[بریتانیا]/ɪˈpɪtəmaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نمونه کاملی از چیزی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

epitomized excellence

نموده‌ی برتری

epitomized beauty

نموده‌ی زیبایی

epitomized success

نموده‌ی موفقیت

epitomized style

نموده‌ی سبک

epitomized grace

نموده‌ی ظرافت

epitomized strength

نموده‌ی قدرت

epitomized innovation

نموده‌ی نوآوری

epitomized leadership

نموده‌ی رهبری

epitomized talent

نموده‌ی استعداد

epitomized resilience

نموده‌ی تاب‌آوری

جملات نمونه

her dedication to charity epitomized her generous spirit.

تعهد او به خیریه، روح سخاوت‌مدار او را به خوبی نشان می‌داد.

the athlete's performance epitomized excellence in sports.

عملکرد ورزشکار، تجسم برتری در ورزش بود.

his artwork epitomized the beauty of nature.

هنر او، تجسم زیبایی طبیعت بود.

the novel epitomized the struggles of the working class.

رمان، تجسم مبارزات طبقه کارگر بود.

her career epitomized success in the business world.

حرفه او، تجسم موفقیت در دنیای کسب و کار بود.

the film epitomized the challenges of modern life.

فیلم، تجسم چالش‌های زندگی مدرن بود.

the city epitomized urban culture and diversity.

شهر، تجسم فرهنگ و تنوع شهری بود.

his leadership style epitomized effective management.

سبک رهبری او، تجسم مدیریت مؤثر بود.

the recipe epitomized traditional italian cooking.

دستور غذا، تجسم آشپزی سنتی ایتالیایی بود.

the monument epitomized the spirit of freedom.

این بنا، تجسم روحیه آزادی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید