epizoan

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈzoʊən/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈzoʊən/

ترجمه

n. نوعی موجود که بر روی سطح یک موجود زنده دیگر زندگی می‌کند
شکل‌های واژه
جمعepizoans

عبارات و ترکیب‌ها

epizoan species

گونه‌های اپیزوتیک

epizoan relationship

ارتباط اپیزوتیک

epizoan community

جامعه اپیزوتیک

epizoan host

میزبان اپیزوتیک

epizoan interaction

تعامل اپیزوتیک

epizoan attachment

چسبندگی اپیزوتیک

epizoan diversity

تنوع اپیزوتیک

epizoan abundance

فراوانی اپیزوتیک

epizoan habitat

زیستگاه اپیزوتیک

epizoan growth

رشد اپیزوتیک

جملات نمونه

epizoans often attach themselves to the shells of marine animals.

حاوی‌زیان‌ها اغلب به صدفهای حیوانات دریایی متصل می‌شوند.

researchers study epizoans to understand their impact on coral reefs.

محققان هاوی‌زیان‌ها را برای درک تأثیر آنها بر صخره‌های مرجانی مطالعه می‌کنند.

many epizoans benefit from their host organisms.

بسیاری از هاوی‌زیان‌ها از میزبانان خود بهره‌مند می‌شوند.

epizoans can sometimes cause harm to their hosts.

هاوی‌زیان‌ها گاهی اوقات می‌توانند به میزبانان خود آسیب برسانند.

the diversity of epizoans is remarkable in marine ecosystems.

تنوع هاوی‌زیان‌ها در اکوسیستم‌های دریایی قابل توجه است.

some epizoans are known to filter feed on plankton.

برخی از هاوی‌زیان‌ها به عنوان فیلتر تغذیه بر روی پلانکتون شناخته شده‌اند.

monitoring epizoans helps assess the health of marine environments.

نظارت بر هاوی‌زیان‌ها به ارزیابی سلامت محیط‌های دریایی کمک می‌کند.

epizoans play a crucial role in the marine food web.

هاوی‌زیان‌ها نقش مهمی در شبکه غذایی دریایی ایفا می‌کنند.

some species of epizoans can be quite colorful.

برخی از گونه‌های هاوی‌زیان می‌توانند بسیار رنگارنگ باشند.

understanding epizoans can lead to better conservation strategies.

درک هاوی‌زیان‌ها می‌تواند منجر به استراتژی‌های حفاظت بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید