epizoon

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈzuːən/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈzuːn/

ترجمه

n. انگل خارجی که بر روی سطح یک ارگانیسم میزبان زندگی می‌کند
Word Forms
جمعepizoa

عبارات و ترکیب‌ها

epizoon host

میزبان اپیزون

epizoon interaction

تعامل اپیزون

epizoon species

گونه اپیزون

epizoon transmission

انتقال اپیزون

epizoon population

جمعیت اپیزون

epizoon lifecycle

چرخه حیات اپیزون

epizoon control

کنترل اپیزون

epizoon effects

اثرات اپیزون

epizoon diversity

تنوع اپیزون

epizoon research

تحقیقات اپیزون

جملات نمونه

epizoons can often be found on the skin of larger animals.

اپی‌زون‌ها اغلب می‌توانند بر روی پوست حیوانات بزرگتر یافت شوند.

many epizoons rely on their hosts for sustenance.

بسیاری از اپی‌زون‌ها برای تامین معاش خود به میزبانان خود متکی هستند.

epizoons play a significant role in the ecosystem.

اپی‌زون‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

researchers study epizoons to understand host-parasite relationships.

محققان اپی‌زون‌ها را برای درک روابط میزبان- انگل مطالعه می‌کنند.

some epizoons can cause harm to their host animals.

برخی از اپی‌زون‌ها می‌توانند به حیوانات میزبان آسیب برسانند.

identifying epizoons is crucial for wildlife health assessments.

شناسایی اپی‌زون‌ها برای ارزیابی سلامت حیات وحش بسیار مهم است.

epizoons often exhibit complex life cycles.

اپی‌زون‌ها اغلب چرخه‌های زندگی پیچیده‌ای نشان می‌دهند.

some epizoons are known to be highly specialized.

برخی از اپی‌زون‌ها به عنوان بسیار تخصصی شناخته می‌شوند.

monitoring epizoons can help in disease prevention.

نظارت بر اپی‌زون‌ها می‌تواند به پیشگیری از بیماری کمک کند.

epizoons can affect the behavior of their host organisms.

اپی‌زون‌ها می‌توانند بر رفتار موجودات میزبان تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید