equinoxes

[ایالات متحده]/ˈiːkwɪnɒksɪz/
[بریتانیا]/ˈiːkwɪnɑːksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان‌های سال که روز و شب طول برابر دارند؛ دو نقطه در سال که خورشید خط استوای سماوی را قطع می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

spring equinoxes

تعطیلات بهار

autumn equinoxes

تعطیلات پاییز

vernal equinoxes

تعطیلات بهاری

solar equinoxes

تعطیلات خورشیدی

equinoxes occur

تعطیلات رخ می دهد

equinoxes and solstices

تعطیلات و انقلاب‌ها

equinoxes signify

تعطیلات نشان می دهد

equinoxes align

تعطیلات تراز می کنند

equinoxes balance

تعطیلات متعادل می کنند

equinoxes change

تعطیلات تغییر می کنند

جملات نمونه

the equinoxes mark the changing of the seasons.

اعتدال‌ها نشان‌دهنده تغییر فصل‌ها هستند.

many cultures celebrate the equinoxes with festivals.

فرهنگ‌های بسیاری اعتدال‌ها را با برگزاری جشن‌ها جشن می‌گیرند.

during the equinoxes, day and night are approximately equal in length.

در طول اعتدال‌ها، روز و شب تقریباً با هم برابر هستند.

equinoxes have been significant in agriculture for planting and harvesting.

اعتدال‌ها برای کاشت و برداشت محصول در کشاورزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند.

the equinoxes inspire many astronomical observations.

اعتدال‌ها الهام‌بخش مشاهدات بسیاری در زمینه نجوم هستند.

some ancient monuments are aligned with the equinoxes.

برخی از بناهای تاریخی با اعتدال‌ها هم‌راستا هستند.

people often reflect on changes during the equinoxes.

مردم اغلب در طول اعتدال‌ها در مورد تغییرات تفکر می‌کنند.

the equinoxes can affect animal behavior and migration patterns.

اعتدال‌ها می‌توانند بر رفتار حیوانات و الگوهای مهاجرت تأثیر بگذارند.

equinoxes are a time for balance and harmony.

اعتدال‌ها زمانی برای تعادل و هماهنگی هستند.

many people practice meditation during the equinoxes.

بسیاری از مردم در طول اعتدال‌ها مدیتیشن می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید